طفل جان ، از شيرِ شيطان ، باز كُن * بعد از آنش ، با ملك انباز كن
« 1 » اين است كه : « حسنات الابرار سيّئات المقرّبين » « 2 » ، چه انسان بالفعل ، بايد قربت محض را قصد كند ، و قربت محض « تخلّق » و « تحقق » است . پس ، در صوم بايد مظهريّت « صمد لا يطعم » را قصد كند . و گذشت كه : معناى صمد « مقصود فى الحوايج » است كه داراى كلّ است ، در مقابل ممكن كه « اجوف » و « نادار » است ، چنان كه از اوّل الحال خبر مىدهد ، آنكه مىگويد : چندانكه خدا غنى است ، من محتاجم . ولى ، همّت بايد عالى باشد و « تحقّق » بخواهد ، و اينكه در هر عمل ، هر عابد را ، در شرع مطهّر گويند : « قصد قربت كن » ، اين را خواستهاند .
بيت
غازيان ، طفل خويش را پيوست * تيغِ چوبين ، از آن دهند به دست
كه چو آن طفل ، مردِ كار شود * تيغ چو بينش ، ذو الفقار شود
و در انسان ، بشرى ، هر چند « لا يطعم » نشود ، ولى « متوسّط بين الاضداد و معتدل بين الاطراف كالخالى عنها » شود ، و اينجا ، به جز همين « اعتدال » را نخواستهاند ، لهذا « صوم الوصال » كه وصل كند ، صوم امروز را به صوم فردا ، و شب افطار نكند ، [ از لحاظ شرعى ] حرام است .
و از فوايد و غايات بالعرض ، در صيام براى اغنياء انام آن است كه از حال صاحبان بطون غرثى و اكباد حرى باخبر شوند ، و رحم و رقّت كنند بر آنها ، و سوختگان و برشتگان را دريابند . بيت
احوال دل سوخته ، دلسوخته داند * از شمع بپرسيد ، ز سوزِ جگر ما
و نيز ، نعم حق تعالى را قدر شناسند ، به صيام . مصرع : تو قدر آب چه دانى كه در كنار فراتى ؟
و امّا مرتاضين از ذوى المروات كه عرصه را بر نفس امّاره و مسوّلهء خود تنگ گرفتهاند ، و اكتفا « به قدر الحاجة » و « سدّ الخله » كنند ، گويند : چگونه زياد [ ه ] روى ،
هامش
( 1 ) - « مثنوى » ، دفتر 1 / 35 - رمضانى - ج 1 / 101 - نيكلسون - و ج 1 / 715 - جعفرى -
( 2 ) - « بحار الانوار » ، ج 25 / 205 و ج 34 / 394 و ج 73 / 316 .