مسألة : « صوم » كفّ نفس است ، از مفطرات معهوده ، با نيّت .
و هر شبى ، نيّت بايد كرد و جايز است كه [ انسان ، نيّت ] همهء ماه را ، در يك نيّت جمع كند ، و اكتفا به قصد قربت جايز است .
و مفطرات و مبطلات « صوم » [ عبارت از : ] « اكل » است ، و « شرب » ، و « وطى » ، و « استمناء » ، و رسانيدن « غبار غليظ » به حلق ، و باقى ماندن بر « جنابت » ، تا صبح - به عمد - و « عود به خواب » ، بعد از بيدارى دوّم و « ارتماس » به عمد ، و « احتقان » .
پس ارتكاب يكى از شش چيز اوّل ، موجب « كفّاره » و « قضا » - هر دو - است ، و در ماعدا خلاف است ، در لزوم هر دو با هم . و امّا در انتباه اوّل ، اگر عود كند به خواب و غسل نكند ، تا صبح شود ، « قضا » هست و « كفّاره » نيست . قال اللّه تعالى :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ »
« 1 » و فى الحديث القدسى : « الصّوم لى و أنا اجزى به » « 2 » ، بهتر آن است كه : « اجزى » ، مبنى للمفعول خوانده شود ، تا از قبيل حديث شريف قدسى ديگر باشد كه : « من قتلته فعلىّ ديته و من علىّ ديته فانا ديته » « 3 » ، چنان كه بيايد كه : در صوم ، مظهريّت « صمد لا يطعم » ، اگر قصد شود ، عمل اتمّ و عامل « اعظم » خواهد بود : « انّما الاعمال بالنّيات » . « 4 »
و صوم را ، [ با ] اضافهء تشريفيّه ، به خود [ نسبت ] داده ، و « الصّوم لى » « 5 » فرموده ، با
هامش
( 1 ) - بقره / 179 .
( 2 ) - « بحار الانوار » ، ج 73 / 12 و ج 96 / 254 .
( 3 ) - حديث قدسى .
( 4 ) - « بحار الانوار » ، ج 70 / 210 و 211 و 212 و 249 ، و ج 84 / 371 .
( 5 ) - « بحار الانوار » ، ج 96 / 255 .