آنكه همهء عبادات براى اوست ، چنان كه خانه را اضافه تشريفيّه به خود داده ، چه خانهء دل و چه خانهء گل ، با آنكه همهء اماكن و مساكن ، ملك اوست ، زيرا كه صوم « كفّ » است و ترك شهوات ، و سرّى است ، نه جهرى ، و مشاهد خلق نيست ، مانند اعمال ديگر و در اين ، خلوص محض است ، و در حديث نبوى است كه : « الصّوم جنّة من النّار » « 1 » ، و « جنّة » - به ضمّ - سپر است ، و آتش اختصاص ندارد به آتش صورى كه شهوات آتشهاند در درون آدمى ، طبيعى .
بيت
عدوى خانه در پهلو نشسته * تو بر خصم برونى ، در ببسته !
عدوىِ خانه ، خنجر تيز كرده * تو از خصم برون ، پرهيز كرده !
و حال آنكه :
گر شود دشمن ، درونى نيست * باكى از دشمنِ برونى نيست
پس ، شهوات ، همه نيران و اسلحهء اتباع شيطاناند و با اكل و شرب زياد ، نه بر سبيل توسّط زياد مىشوند ، چنان كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرموده : « انّ الشّيطان ليجرى من ابن آدم مجرى الدّم فضيقوا مجاريه بالجوع » « 2 » ، و نيز فرموده : « لو لا انّ الشّياطين يحومون على قلوب بنى آدم لنظروا الى ملكوت السّماء » « 3 » ، بلكه ميانهء عقل با جسد ، و طبايع - كه همه اشراقات روحاند - تنازع است ، و « روح » را ، با « تن » خطابى است . « 4 »
مثنوى
تن همى نازد ، به خوبى و جمال * روح پنهان كرده ، كرّ و فرّ و بال
گويدش : كاى مزبله ، تو چيستى ؟ * چند روز ، از پرتوِ من زيستى
غنج و نازت ، مىنگنجد در جهان * باش تا كه من شوم ، از تو نهان
سبزهها گويند : ما سبز از خوديم * خرّم و خندان ، و بس زيبا شديم
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 64 / 368 و ج 74 / 142 .
( 2 ) - « بحار الانوار » ، ج 63 / 332 و ج 70 / 42 .
( 3 ) - « بحار الانوار » ، ج 59 / 163 و ج 70 / 59 .
( 4 ) - بنگريد به : « شكوه شكوفه » ، بحث : « روح انسانى ، بزرگترين ضايعهء تاريخ بشرى » صص 337 - 345 .