در هدايت ، دلالت ندارد بر اسم اعظم جامع ، گوئيم كه : دلالت دارد ، از راه اينكه مصلّى « اللّه اكبر » مىگويد و اين دعاها را مىخواند . پس ، كلام در قوّهء اين است كه بگويد : « و المهدىّ بالهداية الكاملة من هديته يا اللّه » . چه ، در تكبير او را به اسم جلاله خواند .
عبدك و ابن عبديك بين يديك » : أى : فى محضرك ، « منك » ، ابتدا و آغاز كائنات از توست كه : « كان اللّه و لم يكن معه شىء » و « بك » وجود كلّ به سبب توست كه علة العلل و فاعلى الكل هستى و « لك » ، اى : لاجلك ، علّت غائيه وجود كلّ هستى ، چنان كه تحقيق شد كه : علّت غائيهء اوست و معروفيّت اوست و الّا استكمال لازم آيد ، بر او . « و اليك » يعنى : منتهى الكلّ وجود توست و انجام همه به توست ، قال تعالى :
« إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى »
« 1 »
« أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ »
« 2 »
« لا ملجأ و الا منجى و لا مفرّ منك الّا اليك » : پناهى و محل نجاتى ، و گريزگاهى از حكم تو نيست ، مگر به سوى تو ، چنان كه در دعاى ديگر واقع است : « اعوذ بعفوك من عقابك و برضاك من سخطك و اعوذ بك منك » .
« سبحانك و حنانيك » : هر دو منصوبند ، بر مصدريّت ؛ اسبح سبحانا ، اى : ابرء الله برائة من السّوء و انزهه تنزيها من النّقص و حنانيك ، اى تحنن على مرّة بعد مرّة و حنانا بعد حنان اى رحمة بعد رحمة . پس ، حنان از مصادرى است كه تثنيه شده از براى تكرير و تأكيد ، چون « لبّيك » و « سعديك » و تخصيص به دو تا منظور نيست ، بلكه دو حنانى و دو البابى منظور است كه در تفسيرشان گفته مىشود كه : « حنانا بعد حنان » و « البابا بعد الباب » و تثنيه از باب اكتفاء به اقلّ استو در لفظ .
« تبارك و تعاليت » : تنزيه حق و تقديس اوست : « سبحانك ربّ البيت الحرام » ، ظاهر « بيت الحرام » معلوم است و باطنش ، دل انسان كامل است كه دخول غير حق بر آن ، حرام است و عبد از اين دو ، تكبير بگويد كه دوّمين « تكبيرة الاحرام » باشد و بعد بگويد :
« وَجَّهْتُ وَجْهِيَ »
، « 3 » مراد وجه قلب است كه مجرّد است و كليّت و حيطتى
هامش
( 1 ) - نجم / 43 .
( 2 ) - شورى / 53 .
( 3 ) - انعام / 79 .