- « الرحمن الرحيم » : گذشت كه رحمت واسعهء حق تعالى ، وجود منبسط است كه در هر ماهيّت ، به حسب آن است در عقل ، « عقل » و در نفس ، « نفس » و در طبع ، « طبع » و در جوهر ، « جوهر » و در عرض ، « عرض » است .
رحمت ، در حقّ هر موجود ، مناسب آن است و به لسان قابليّت ماهيّتش و مادهاش ، آن را مىخواهد و حق ، همان را به آن عطا مىفرمايد كه : « العطيّات بحسب القابليّات » ، و رحمت حق ، رقّت قلب نيست كه انفعال بر حق روا نيست . اين است رحمت رحمانى كه :
« رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ »
« 1 » ، « مؤمن » و « كافر » ذى شعور و بىشعور كلا را فرا گرفته . لراقمه :
قد عمّ رحمته كلا ، بما لاقوا * فى السّم ، سمّ و فى التّرياق ، ترياق
« 2 » و امّا رحمت رحيمى ، ايمان است و علم و معرفت و توفيق كه به مؤمنان عطا فرموده ، و به اين فرق ، شبههء ابليس مدفون است كه : من نيز در عموم « كل شىء » داخلم ، پس در سعت رحمت حق داخلم و مآل من هم ، با رحمت است ! و ندانسته است ، رحمت « رحمانى » را ، از رحمت « رحيمى » و از اينجاست : « سبحان من اتّسعت رحمته لاعدائه فى ضمن نقمته » . « 3 »
-
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
: [ اين آيه ] « ملك يوم الدّين » نيز قرائت شده ؛ [ قرآئت ] اوّل ، از « ملك » - به كسر ميم - است ، به معنى متصرّف در اعيان مملوكه و دوّم ، از « ملك » - به ضمّ ميم - است كه سلطنت است ، به معنى متصرّف به امر و نهى در مأمورين .
و « دين » به معنى « جزا » باشد ، مثل : « كما تدين تدان » ، و مثل : « دناهم كما دنوا » ، و معنىاش : « مالك كلّ وجود » است و « سلطان ملك وجود » است ، در روز جزا ، زيرا كه وجود مضاف به هر ماهيّتى ، در هر مرتبه كه هست ، عاريت است و مجاز است ، در نزد اهل حقيقت و ارباب شهود ، بلكه در نزد برهان نيّر نيز . چه ، هر ماهيّت ، در
هامش
( 1 ) - اعراف / 155 .
( 2 ) - شعر از خود سبزوارى است . « دايرة المعارف تشيع » ، ج 9 / 75 .
( 3 ) - سبحان من استسلم كل شى لقدرته ، « بحار الانوار » ج 90 / 154 .