تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
است رفع صوت ، از براى مرد ، و ترتيل در اذان و حدر در اقامه و طهارت و استقبال قبله و فصل به ركعتين ، يا به سجده يا جلسه ، يا خطوه ياكسته يا تسبيحه . سرّ : اذان اعلامى ، خصوصا اذان مؤذّن راتب كه در بلندىها مىگويند ، ندا كردن است مردم را ، به سوى حق تعالى ، و مذكّر شدن است آن را . مصرع : ديگرى ، ذكر تو مىكرد ، من از كار شدم . و حكايت است از اذان حضرت خليل عليه السّلام كه چون به امر ربّ جليل ، خانهء كعبه را بنا كرد ، مأمور شد كه به بام خانه رود و مردم را ندا كند كه : « هلّموا الينا » . و رفت و همه را ندا در داد ، و از آن است كه حاجيان « لبيّك » گويان‌اند و در استماع نداى مؤذّن راتب ، مؤمنان نيز « لبيّك » گويند ، چنان كه آن حكايت نيز حكايت است از صلا زدن ، كلّ موجودات را به كعبهء حقيقى وجود انسان كامل كه قلبش « عرش الرّحمن » است : « يابن آدم ، خلقت الاشياء لاجلك و خلقتك لاجلى » . و وجود انسان كامل ، حرم قدس ايزد پاك است :
« وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً »
« 1 » و حيّعلات ، تحريص است و ترغيب و تقريب « مردم » را ، و در اذان اعظامى « خود » را ، و اين ، چه بسيار شبيه است به مقامى كه هم خود « الست » گويد ، و هم خود « بلى » كند . و غير از حيّعلات ، همهء فصول اذان و اقامه « ذكر » است ، و در تكبيرة الاحرام ، از تكبير خواهيم گفت و حال از كلمهء « توحيد » مىگوئيم كه : ذاكر ، چون « لا » مىگويد ، بايد همهء ماهيّات امكانيّه را - كه « نمود » بودند - با نظر سرابيّت بيند . تعيّن‌ها ، امور اعتبارى است ، و الاعيان الثّابتة ما شمت رايحة الوجود :
« كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ »
« 2 » و همهء ماهيّات امكانيّه را بالفعل « فانى » بيند ، نه اينكه بعد از اين فانى خواهند شد . چه ، در مرتبهء ذات ، خالىاند از وجود و كمالات وجود جميعا ، و به اعتبار وجود ، نمود بودند و قطع نظر از او نابودند . و چون « الّا اللّه » مىگويند ، وجود حقيقى را كه حقيقتى است بسيط و محيط و ابا و امتناع از عدم دارد بذاتها ، و طرد عدم كرده از ماهيّات كلا و نورى است حقيقى ،
هامش
( 1 ) - آل عمران / 91 . ( 2 ) - نور / 39 .