باشد ، مضطجع شود به پهلوى ايمن و با عجز [ از آن ] به أيسر و با عجز از اين هم ، به پشت بخوابد ، و ركوع و سجود را در بعضى از اين مراتب ، با ايماى به سر و در بعضى ، به تغميض عين بگذراند .
سرّ در قيام است : بايد مذكّر باشد قيام در صلاة ، قيامت را . چه ، قيامت مأخوذ از قيام عند اللّه القيّوم است ، چنانچه فرموده :
« فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ »
. « 1 » چه ، دو قابل مىباشند : يكى ماهيّت براى وجود خاصّ و ديگرى قابل به معنى متعلّق نفس و آن هم بدن دنيوى و اخروى ، و بايد از احرار شد كه بعضى از همهء متعيّنات « كون » و « مكان » برخيزند و قائم شوند به قيوميّت حق .
و اوّل مراتب قيام ، نهوض از بدن دنيوى است و مادّهء هيولانى و امر نفس ، اينجا بر خلاف است كه منبطح است و اخلاد به سوى تدبير بدن دارد . پس در نماز ، از افضل اوضاع و احسن تقويم بايد منتقل شود به غايات و بايد منسلخ شود از وجود كونى ، به وجود جبروتى ، بلكه مستغرق شود در وجود لاهوتى ، چنان كه قائل به كلمهء عليّهء : « لم اعبد ربا لم اره » « 2 » ، چنين بود .
بيت
گر نماز آن بود كه كرد آن مرد * هيچ كس در جهان ، نماز نكرد !
مسألة : دوّم نيّت است .
اشارتى شد به اينكه « صلاة » ، عبادت جامعه است ، مشتمل بر اقسام عبادات و فنون اذكار ، و نيّت ، ذكر قلبى است و نيّت ، قصدى است مقرون به داعى و داعى ، قرب به حق است .
سرّ : قربتى كه همهء عبادات و نسك را مغيّا به آن ساختهاند ، قرب تخلّقى است ، به اخلاق الله تعالى علما و عملا ، و حقيقت قرب تخلّقى « فناء فى اللّه » و « بقاء باللّه » است كه بعد از « ملكه » و « استقامت » و « تمكين » به هم رسد . پس ، اين قرب ، چون
هامش
( 1 ) - زمر / 68 .
( 2 ) - « ترجمه و تفسير نهج البلاغه » ج 2 / 61 ، اين حديث پاسخ على است به ذعلب يمانى . در حديث آمده است :
اعبد اللّه كانّك تراه ، « بحار الانوار » ، ج 4 / 29 و ج 25 / 204 و ج 72 / 279 .