تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
أربعه و همه ، عبادت او مىكنند تكوينا ، و « امر » و « نهى » تكوينى را : « لا سبيل الّا الطّاعة و الامتثال » ، ولى همه جا ، مردان مقدّم و زنان مؤخّرند . پس ، در عبادت تكليفى نيز ، بايد چنين باشد ، تا « وضع » ، مطابق با « طبع » باشد . و با نظر به عبادت تكوينى فرموده است :
« وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ »
« 1 » ، بنابر آن كه فعل « نفى » باشد ، نه « نهى » و نور به ناصب افتاده باشد ، و آمده است در اسماء حسنى : « يا من لا يعبد الّا ايّاه » ، و به همين نظر اطلاقى و عموم ، عبادت تكوينى گفته است . بيت
مؤمن و ترسا ، يهود و گبر و مغ * جمله را ، رو سوى آن سلطان الغ
هر كس به زبانى ، صفت حمد تو گويد * مطرب ، به نوا خوانى و بلبل به ترانه
« 2 » و از اين جاست : « الطّرق الى اللّه بعدد انفاس الخلايق » « 3 » ، و آنكه اهل الذّكر در همه جا ، ذكر او مىشنوند از همه .

مسألة در اذان و اقامه است :

اذان دو قسم است ؛ اذان « اعلام » ، و اذان « ذكر » و « اعظام » ، چه اعظام اللّه مراد باشد و چه اعظام الصلاة . و قسم دوّم هم ، اعلام دارد ، ولى دو جهت است ، و اذان در لغت هم ، به معنى اعلام آمده ، و « اذان » و « اقامه » ، از شعاير اسلام است و از سنن اكيده است ، به حيثيّتى كه اگر فراموش كند و داخل در نماز شود ، مادامى كه ركوع نكرده ، تواند نماز را از سر گيرد ، تا اذان و اقامه بگويد . و در صلاة جهر ، « ندب » آكد است و در مغرب و غداة و در نماز جماعت ، قول به « وجوب » هست و مندوبيّت اقامه ، اشدّ تأكيدا است . و امّا آنكه از براى كدام از نمازها و در حق كدام از مصلّىها ، مسنونند از براى فرايض خمس يوميّه ، نه نمازهاى واجبه ديگر ، و امّا در حق كدام مصلّى ، پس مطلق است مرد و زن منفرد و جامع ، در حال « ادا » و « قضا » ، در حضر و در سفر . و مستحب
هامش
( 1 ) - اسرى / 24 . ( 2 ) - شعر از شيخ بهائى ، در تضمين غزل بخارائى . ( 3 ) - در حديثى آمده است : الهى او عرت الطّرق و قلّ السّالكون ، « بحار الانوار » ، ج 94 / 111 .