شئت قلّله و ان شئت كثّره » « 1 » ، نمىبينى كه ضعفى كه از استفراغ « منى » پيدا مىشود ، از ده برابر آن استفراغ دم ، نمىشود ؟
اين است كه بعضى از حكما مرائهء جمليه نمىگرفت ، به عذر اينكه اغرا مىشود بر مباشرت ، و [ مباشرت ] به بنيه مضرّ است ، سهل است اگر اجماع فقها - رضوان اللّه عليهم - بلكه ضرورت مذهب ، بلكه ضرورت دين ، بر جواز تداخل اغسال نبودى و گاه استحسانات عقليه نيز فقهاء - رضوان اللّه عليهم - نفرمودندى ، مثل اينكه « علل الشّرع معرّفات و تداخلها جائز » هر آينه ، سوغ اين بود كه گفته شود : براى هر وقاعى ، غسلى بايد بشود ، اگر از مدارك استنباط مىشد ، تا تقليل شود ، در ضعف به تخييل تثقيل تغسيل . ولى خلاف اجماع ، بر هيچ مجتهد جايز نيست ، و « تشريع » بر همه حرام است ، و دين سمحهء سهله ، [ اين مسائل را ] آسان فرمود ، و كثرت ادرار بذر را ، در جائى كه ضرر داشته باشد ، با امر به احتراز از ضرر ، منجبر فرمود .
و بالجمله ، با احكام كار نداريم اينجا ، و آمديم بر سر مسألهء طبيه كه اين ، التذاذ كامل ، و اين اضرار وافر است ، بايد مراقب بود و شهوت رانى را ، بر حفظ خود نبايد ايثار كرد . و لهذا بعضى ذكر كردهاند كه :
در اغلب ، تا سى [ سالگى ] حاجت به بيانى نيست كه سنّ جوانى است ، و امّا در اسنان « 2 » ديگر ، از سى سالگى تا چهل ، در [ هر ] شبانه روزى ، مرّة واحدة ، و از چهل تا پنجاه سالگى ، در دو شبانه روز مرّة ، و از پنجاه تا شصت ، در چهار شبانه روز مرّة ، و از شصت تا هفتاد ، اگر صحيح المزاج باشد ، ماهى ثلاث مرّات ، و از هفتاد تا هفتاد و پنج ، ماهى مرّة ، و از آن ، تا هشتاد [ سالگى ] ، در يكسال مرّة ، و از هشتاد الى ما فوق ، جايز نيست اصلا .
و اينها كه مذكور شده ، از باب « اكثر ما يتّفق » است ، سيّما در عقود ما قبل اخير ، پس اولى آن است كه از مقدار زرع ، زياد نرود ، در اين عقود اخيره .
هامش
( 1 ) - اين كلام ابن سينا مشهور است .
( 2 ) - اين كلمه به عنوان جمع « سنّ » درست نيست ، و بهتر بود از كلمهء « سنين » استفاده مىشد .