نتيجهء آن انسان ، ] متضرّر شود ، خوب نيست ، لقوله تعالى :
« وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ ، فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً »
« 1 » و « عدالت » ، خلق توسّط است - كه گذشت -
مسألة : و امّا غسل ، پس موجبات آن شش است
؛ « جنابت » ، و « حيض » ، و « نفاس » ، و « استحاضه » - كثيره و متوسطه - و « مس ميّت » ، و « موت » . و در غسل نيز ، اول نيّت [ شرط ] است و بعد ، شستن سر ، و بعد شستن طرف راست ، و بعد [ طرف ] چپ . و اين جا ، « موالات » شرط نيست ، ولى « ترتيب » شرط است ، مگر در غسل ارتماسى .
سرّ : غسل ترتيبى ، « سلوك » را ماند و ارتماسى ، « جذبه » را كه : « جذبة من جذبات الحق توازى عمل الثّقلين » . « 2 » و جميع بشره ، در غسل شسته مىشود ، زيرا كه « منى » ، از جميع بدن نازل مىشود ، بنابر قول بقراط - كه گذشت - و التذاذ و داثر زايل ، از براى جميع حاصل شده ، پس به پاداش اين ، بايد جميع را شست . و گذشت كه محمد بن زكريّا ، لذّات جسمانيّه را « رفع الالم » مىدانست ، و در نزد وقاع ، بدون انزال قوّت قريبه ، نازل منزلهء فعل مىشود .
و ديگر آنكه : شستن كلّ بشره ، رفع عفونت كند كه طبيعت ، دفع فضول كرده به تبخير و تعريق . و امّا احداث زنان كه موجبات غسلاند ، علّت [ اش ] آن است كه :
ترك عبادت ، به طول انجاميده و ايّام غفلت ، به درازا كشيده و ازدياد « كمّى » ، چون ازدياد « كيفى » است . پس ، بايد طهارتشان به « غسل » باشد ، مثل وسخ ارسخ ، و دنس اكثف كه تغسيلى انظف خواهد .
ديگر آنكه : در مواقعه ، اگر غسل نبودى - اصالة - و در اسباب ديگر براى جنابت - استطرادا - هر آينه ، ارباب شهوات ، بيشتر مباشرت كردندى ، زياد بر آنچه براى زرع به كار است ، و مضرّ است در اغلب ، و استفراغ منى ، اغلب آن است كه اضرّ استفراغات و مضعّفتر است . و از كلمات شيخ رئيس است كه : « و المنىّ عمرك ان
هامش
( 1 ) - اسرى / 31 .
( 2 ) - در مصادر حديثى يافت نشد .