مسائل : نجس نمىشود آب جارى ، هيچ يك از اقسامش ، به مجرّد ملاقات نجاست ، مگر با تغيير يكى از اوصافش كه « لون » يا « طعم » يا « ريح » شىء نجسى را بگيرد ، و همچنين است در اين حكم ، هر آبى و آب چاه نيز ، در نزد اكثر متأخّرين ، حكم جارى را دارد « 1 » و نزح مقدّرات و تعيين دلوها كه در اخبار ائمه - عليهم السّلام - آمده ، محمول است بر استحباب . « 2 »
و مثل جارى است ، آب باران ، ولى در حال « نزول » ، نه در حال « وقوف » . پس ، مطهّر است و به مجرّد ملاقات نجاست ، در آن حال نجس نمىشود ، و امّا راكد قدر كرّ ، آن هم به مجرّد ملاقات نجاست « نجس » نمىشود ، مگر با تغيير مذكور . و كرّ ، به حسب وزن ، هزار و دويست رطل عراقى است ، و به مساحت ، آنقدرى است كه سه وجب و نيم ، طول آن ، و سه وجب و نيم ، عرض و سه وجب و نيم ، عمقش باشد . و امّا راكد كمتر از « كرّ » ، مشهور آن است كه به مجرّد ملاقات نجاست ، « نجس » مىشود اسرار : آب جارى و ملحق به آن كه اتّصالى به منبع دارند ، قلوب نور انيى را مىمانند كه اتّصال حقيقى بىكمّ و كيف به « لاهوت » دارند ، كما فى الحديث : « انّ روح المؤمن أشدّ اتّصالا بروح اللّه من اتّصال شعاع الشّمس بها » « 3 » ، بلكه در حق آدم فرموده :
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
. « 4 » پس ، آنها ممسوساند ، به نور الله تعالى .
بيت
چون پرى غالب شود بر آدمى * گم شود از مرد ، وصف مردمى
هر چه گفته ، آن پرى گفته بود * هر چه كرده ، آن پرى كرده بود
و امّا قطرات سماء ، خطراتى را ماند كه از صقع عنايت ، و از سماء جبروت ببارد بر قلوب منوّره و مستقيمه ، چون خواطر « ربانيّه » و خواطر « ملكيّه » كه اوّل را « نفر
هامش
( 1 ) - اولين كسى اين حكم را داد ، علامه حلى بود .
( 2 ) - بنگريد به « شرح اللمعه » ، ج 1 / كتاب الطهارة .
( 3 ) - « بحار الانوار » ، ج 61 / 148 و ج 74 / 368 و 277 .
( 4 ) - حجر / 29 .