مطلق » است كه در ظلمات ماهيّات است . اسقاط اضافات بكن ، تا به آب حيات حقيقى برسى يا « 1 » در ظلمت ، از فرط ظهور است ، [ كه در ادعيّه وارد شده است : ] « يا من خفى من فرط ظهوره و استتر لشعاع نوره » . لمؤلّفه :
با كه توان گفت ، اين سخن كه : شهِ ما * شاهد هر جائى است ، و پرده نشين است
« 2 » و ديگرى فرموده :
گفتم : به كام وصلت ، خواهم رسيد روزى * گفتا كه : نيك بنگر ، شايد رسيده باشى !
« 3 » تطبيق : و از جهت حكايت بودن فى الجمله است كه در قرآن مجيد ، رحمت واسعهاش را كه اين « وجود منبسط » و « فيض مقدّس » است ، كما قال تعالى :
« وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ »
« 4 » و نيز فرموده :
« أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً »
« 5 » تعبير فرموده به « ماء » ، آنجا كه [ فرموده : ]
« أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها »
« 6 » و آنجا كه [ فرموده ] :
« وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ »
« 7 » بنابر تاويلى ، و نيز « ماء » را تعبير فرموده ، به رحمت ، مثل :
« هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ »
. « 8 » سرّ ديگر آنكه : ماء مطلق ، رقيقه و صورت « نفس » است كه قرين خود را « حىّ » كند و چون مفارقت كند ، آن شىء مردار و نجس است ، و چون كه نقش منقّش در آب رقيقه صورت علميهء نفس است و نقشهاى منقّش در مايعات و صيقليّات ، به سبب جزء مائى است نيز ، و همچنين ، آب سريع الجرى و التّنقيه است ، بدون تنقيضى از جوهر ذات شىء ، چنان كه نفس قدسيّه سريع السّير و التّخليه فى سبيل الله است .
هامش
( 1 ) - « كه » درستتر به نظر مىرسد .
( 2 ) - « ديوان اسرار » / 256 - غزل شماره 47 - اين گونه ضبط شده است : با كه توان گفت ؟ كه نگارم / شاهد هر جائى و پردهنشين است .
( 3 ) - « ديوان حافظ » / 312 .
( 4 ) - اعراف / 155 .
( 5 ) - تحريم / 12 « شىء علما » صحيح است .
( 6 ) - رعد / 88 .
( 7 ) - انبيا / 31 .
( 8 ) - اعراف / 55 .