ايمان » به جميع مراتبه علما و عينا و حقّا [ است ] ، از تطرّق انثلام و تزلزل و انهدام و معرفت دقايق ملّت و اسرار شريعت .
و بر فرض اين كه فايده همين باشد ، حفظ حوزه ، بر نهج « شريعت » و قانون « عدالت » مطلوب است و اين سرمايهء كلّى مىخواهد از علم و معرفت و عدالتى كه در علم اخلاق مفصّل و مشروح است و عصمتى كه فوق اوست ، و اگر حفظ حوزهء ملّت - به هر نحو كه باشد - مطلوب حقّ باشد ، از حجّاج و امثال او ، بلكه از هر « شحنه » ! ميسّر گردد ، چه جاى آنكه در علم سياسة المدن هم على عليه السّلام كه اصل اين اصول اوست ، سيّد السّايسين بود . و پوشيده نيست بر منصفين .
اصل : بدان كه از مواضع خلاف ، اختلاف امّت است كه در تعيين امام . اهل سنّت بر آنند كه امام بلا فصل بعد از رسول صلّى اللّه عليه و آله ابوبكر است ، بنابر انعقاد امامت به بيعت . و شيعه بر آنند كه : امام بلا فصل على بن ابى طالب عليه السّلام است ، بنا بر امور چند :
اوّل : نصوص جليّه و خفيّه در حقّ آن جناب عليه السّلام - چنان كه ذكر خواهد شد ، ان شاء الله -
دوّم آنكه : امام بايد معصوم باشد - چنان كه گذشت - و غير على عليه السّلام ، عصمت نداشت به اتّفاق ، چنان كه در « مواقف » مىگويد ، در نزد ابطال شرايطى كه غير او در امام كرده است : « الخامسة ان يكون معصوما اشترطها الامامية و الاسماعيلية ، و يبطله أنّ ابابكر لا بجب عصمته اتّفاقا مع ثبوت امامته » .
و بيانش ، مشتمل بر « دور » است ، زيرا كه عدم اشتراط عصمت را ، موقوف ساخت بر ثبوت امامت ابى بكر و ثبوت امامت او ، موقوف است بر عدم اشتراط عصمت ، و همچنين ، بيان دورى است در ابطال اشتراط هاشميّت و كرامت و عالميّت به جميع مسائل دين ، از اصول و فروع ، به قولش : « و يبطل هذه الثّلاثة انّا ندلّ على خلافه ابى بكر و لا يجب له شيء ممّا ذكر » . و از اين قبيل است ، در انعقاد بيعت ، قولش : « و يثبت بيعة اهل الحلّ و العقد خلافا للشّيعة لنا ثبوت امامة ابى بكر بالبيعة » و مخفى نماند ورود دور .
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 517
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص٥١٧