تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
عرف اللّه و من جهلهم فقد جهل الله » . « 1 » و اگر مسئلهء امامت ، از فروع دين بودى ، ظنّ و تقليد در آن ، جايز بودى و حديث مشهور بين فريقين كه : « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهليّه » « 2 » ، اعدل شاهدى است كه [ نشان مىدهد امامت ] از « اصول دين » است ، چه عدم معرفت شخص ، فرعى از فروع دين را ، [ هرگز ] موجب اين نمىشود كه بر جاهليّت بميرد . و قاضى عبد الله بيضاوى - كه از اعاظم اشاعره است - در « منهاج » گفته است كه : مسئلهء امامت ، از اعظم مسائل « اصول دين » است و نيكو گفته است . پنجم از مواضع اختلاف ، تقديم « مفضول » بر « فاضل » است كه عقلا و عرفا قبيح است و اماميّه جايز ندانند ، و اهل سنّت جايز دانند و خلاف مقتضى عقل و نصّ قرآن است ، لقوله تعالى :
« هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ ، إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ »
« 3 » و قوله :
« أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ »
. « 4 » عقل كدام محقّق تجويز مىكند كه تبعيّت كند اعلم ازهد اشرف اشجع اكرم ، مر ادون را ؟ نصب امام عليه السّلام پيش كلّ امّت ، براى تنظيم « نظام » است و اين ، فايدهء مشتركه نزد تمام است و خود « 5 » بىنظامى ، بدتر از تفضيل « مفضول » بر « فاضل » نيست ، چه همهء نظام‌ها ، از جهت پيدا شدن وجود فاضلى است : بيت
صد هزاران طفل ، سر ببريده شد * تا كليم اللّه ، صاحب ديده شد
صد هزاران عقل و دين ، تاراج شد * تا محمّد صاحب معراج شد
و تفضيل مفضول ، عدول از « عدل » است ، چه عدل ، وضع هر شىء است در موضع لايق به خود كه : « بالعدل قامت السّموات و الارض » « 6 » ، و اگر ناعدلى جايز بودى ،
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 100 / 223 و 408 . ( 2 ) - « بحار الانوار » ، ج 2 / 316 و ج 8 / 12 و ج 23 / 92 . ( 3 ) - زمر / 12 . ( 4 ) - يونس / 36 . ( 5 ) - « هيچ » بهتر است . ( 6 ) - « شناخت اسلام » ، بهشتى ، سيد محمد ، باهنر ، محمد جواد و غفورى ، على ، بىتا ، بىچا ، دفتر نشر فرهنگ