تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
فرموده است : « قد علم اولو الالباب أنّ ما هنا لك لا يعلم الّا بما هنها » ، در انديشهء آيت اين اسم شريف حقّ بودم كه : « من لا يشغله شأن عن شأن » « 1 » ، در رؤيا ، بزرگى [ به من ] فرمود : « حسّ مشترك ، آيتى است » . چون ، در بيدارى ملاحظه نمودم ، ديدم كه در آنى واحد ، شخص مىبيند و مىشنود و سخونت و برودتى ، و نعومت و خشونتى و نحو اينها [ را ] ، در مواضعى از بدن لمس مىكند ، و در همين حال ، در ذايقهء او حلاوتى و در شامّهء او رائحهء طيبه باشد ، « حسّ مشترك » به جميع اينها دفعة ، واحدة « خبير » است و هر يكى از اينها ، از عالمى هستند و تخالف « نوعى » دارند ؛ يكى از كيفيّات مبصره ، و يكى از كيفيّات مسموعه ، و يكى از كيفيّات فعليّه و انفعاليّه است و همچنين . و در مرائى باطنه « عقل » و « خيال » ، هر يك از اين كيفيّات ، كمال امتياز از ديگرى دارد ، و در مرائى ظاهر ، مبصر و مسموع همچنين است ، چه در اجسام صيقليّه ، صور مبصره منعكس مىشود و بس ، در جبال صدا منعكس مىشود و بس ! خلاصه : اين شأنىست از شئون « نفس ناطقه » و خود « آيت كبرى » است ، خاصّه نفس قدسيّه نبويّه و ولويّه كه تمام قوا و طبايع و مبادى و تمام آثار آنها - كه در عوالم است - چه عالم « حيوان » و چه عالم « نبات » ، و چه عالم « جماد » ، و چه عالم « جنّ » ، و چه عالم « ملك » ، همه در « انسان كامل » ، بالفعل متراكم است . زيرا كه حق تعالى ، چنان كه در قوس نزول ، « الاشرف » ، « فالاشرف » ، فيض مىدهند تا به اخسّ مراتب ، در قوس صعود « الاخس » ، « فالاخس » موادّ را مستكمل مىسازد ، تا اشرف مراتب . پس ، چنان كه در حيوان تامّ ، تمام آنچه در حيوانات ناقصه و نباتات و جمادات بوده است ، هست ، همچنين در انسان تامّ ، آنچه قوا و طبايع در كلّ انواع است ، هست . پس ، شأن ملائكهء « عمّاله » را دارد ، چه عصمت و طهارت در اعمال و اخلاق پيشه كرده ، و شأن ملائكهء « علّامه » را دارد ، چه معارف مبداء و صفات و افعال او را قوّت ، و قوّت عقل خود نموده ، و همچنين در شئون ديگر ، تا شئون « نبات » و « جماد » ، در مرتبهء وجود تن طبيعى ، از « تغذيه » و « تنميه » و « توليد » و « تخسين » و
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 9 / 154 .