بخارى . پس ، منتهاى همهء قوا ، يك نور اسپهبد است ، چنان كه مبداء همه ، همين بود - كما مرّ -
و عقول كامله و نفوس كليّه و جزئيّه ، در قيامت كبرى و « فناء فى اللّه » و « بقاء باللّه » چون قواى مدركه و محرّكه و طبيعيّهاند ، در قيامت صغرى و « فناء فى النّور الاسفهبد » و چنان كه الآن قوا اضمحلال دارند ، در سطوع نور اسپهبد آدمى ، و آن رباط اينها و وحدت و هويّت اينهاست .
ولى ، در قيامت صغرى ، اوحد و افنى و ابقى مىشوند و آن « مصير » و « مرجع » همهء قوا مىشود . همچنين ، در كبرى و تجلّى اعظم خدا بر كلّ و چنان كه در كبرى به نفخهء صعق ، انوار كلّ ابدان طبيعيّه خاموش گردند و به نفخهء ثانيه ، كلّ ابدان اخرويّه به نور حق و حيات او منوّر و حىّ گردند :
« وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ »
« 1 » و الابدان الاخرويّه
« بِنُورِ رَبِّها »
« 2 » و نفخ فيه اخرى ،
« فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ »
، « 3 » همچنين ، در صغرى انوار البرزخى بنوره ، در كبرى عيان شدن خداى كلّ اعيان است ، و در صغرى عيان شدن كدخداى كلّ بدن و قواى بدن است ، بر ايشان .
بيت
گويند كه : كدخداى اين خانه چه شد ؟ * چون « كد » برود ، « خدا » عيان خواهد شد
تبصرة : ايمان به قيامت [ را ] ، اقسام است ، چون ايمان به مبداء . پس ، بعضى كسان هستند كه مقلّدند و تقليد محقّقين براى بسيارى از اشخاص كه استعداد تحقيق ندارند ، نافع و ناجع است ، ولى : از محقّق تا مقلّد ، فرقهاست . « 4 »
و بعضى هستند كه « علم اليقين » دارند باليوم الآخر و بعضى اهل شهودند « به عين اليقين » ، بلكه به « حق اليقين » كه وجود طبيعى آنها ، مبدّل شده به وجود نورانى و از بدلا شدهاند و « جنّة الذّات » ، يا « جنّة الصّفات » يا « جنة الافعال » را مشاهدند ، و
هامش
( 1 ) - زمر / 69 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - فجر / 69 و 68 .
( 4 ) - « مثنوى » ، دفتر 2 / 87 - رمضانى - ج 1 / 274 - نيكلسون - و ج 3 / 267 - جعفرى -