تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
بيت
خلق ترسند از تو ، من ترسم ز خود * كز تو نيكى ديده‌ام ، وز خويش بد
اين در « قهر » ! و در « لطف » گويد :
كان قندم نيستان شكرم * هم زمن مىرويد و من مىخورم
و از مقالات فيثاغورس است كه : « انّك ستعارض معك فى افعالك و اقوالك و افكارك » . « 1 » سرّش اين است كه : همهء نفوس نطقيّه ، به حسب اصل از نشئهء قدرت و سطوت‌اند ، خواه لطيفه و خواه قهريّه ، ولى غافلون :
« نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ »
. « 2 » و همهء صور ، آنجا از جهات « فاعليّه » است ، نه « قابليّه » . و جهات فاعليّه و مخصّصات صور ملكات است و خوى « خوب » و « بد » است و صور ابدان ، غير متناهى است آنجا ، به اندازهء نفوس ، سيّما كه با صور مألوفه و مكروهه ، منشآت هر يك از نفوس گرفته شود و خداوند ، بهشت متّقين را فرموده :
« عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ »
. « 3 » و ملك هر مؤمنى ، تامّ است و شركت بر نمىدارند ، نه مثل املاك دنيويّه است كه اشتراك برمىدارد ، چه آن دار ، دار « تضايق » و « تزاحم » نيست و هيولى ندارد و در « دهر » ند و : « المتعاقبات فى سلسلة الزّمان مجتمعات فى وعاء الدّهر » ، قال اللّه تعالى :
« قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ »
. « 4 »

فصل در قيامت صغرى و قيامت كبرى است :

امّا صغرى ، « من مات ، فقد قامت قيامته » « 5 » و امّا كبرى ، پس ميعادش در نزد خداست ، چنان كه فرموده ، بگو :
« عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي »
. « 6 » و نفرمود : « عند الرّبّ مطلقا » كه در نزد ربّ محمّد است كه در تحت اسم جلالهء آن « انسان كامل » واقع است ، چه « عبد اللّه » در لسان اهل عرفان ، عبدى است كه تجلّى كند حق بر او ، با جميع اسماء حسنى و متخلّق و متحقّق به كلّ آن‌ها باشد .
هامش
( 1 ) - بنگريد به : « هرمس و نوشته‌هاى هرمسى » ، دكتر سيّد حسين نصر . ( 2 ) - حشر / 10 . ( 3 ) - آل عمران / 127 . ( 4 ) - واقعه / 49 و 50 . ( 5 ) - « بحار الانوار » ، ج 61 / 7 و ج 73 / 67 . ( 6 ) - اعراف / 186 :« يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها ، قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي ».