تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
اسفهبديّه طاهرهء غير متناهيه : « مرارا لا تتناهى فيلتذّ لذّة لا تتناهى » و اين لذّات روحانيّه را نسبتى نيست ، به لذّات مدارك جزئيّه كه غير متناهى را ، به متناهى چه نسبت ؟ و جزئى منقطع را ، نزد كلّى و دائم ، چه رتبت ؟ ازالة ريب : شكّ و انكار منكرين روحانى ، در بلوغ به اين غايات روحانيّه ، از قصور در « خودشناسى » است كه دانستى كه « خودشناسى » ، مقدّمهء « انجام‌شناسى » است ، خود را نمىداند ، مگر همين بدن و عوارض و قوا و طبايع آن . بيت
حدّ انسان به مذهب عامّه * حيوانى است ، مستوى القامة
پهن ناخن ، برهنه پوست ز موى * به دو پاره سپر ، به خانه و كوى
هر كه را بنگرند كاين سانست * مىبرندش گمان كه انسانست
آدمى چيست ؟ برزخى جامع * صورت خلق و حق ، در او واقع
متّصل با حقايق جبروت * مشتمل بر رقايق ملكوت
ظاهرش خشك لب به ساحل فرق * باطنش در محيط وحدت غرق
الى آخر ما فى « سلسلة الذهب » . يا از انكار مقام تجرّد نفس و لطيفهء قلبيّه و روحيّه كه بدايات غايات نفس‌اند ، پس عقل مسنفاد را كه از مقامات ، نرسد « عقل فعّال » مفيد را و « عقل كلّ » از مقامات مطلق نفوس كليّهء الهيّه را ، يا « فناء فى اللّه » و « بقاء باللّه » را چگونه مىرسد ؟ يا اقلّ ما فى الباب ، آنچه را از شيخين نقل كرديم ، چگونه تلقّى به قبول مىكند ؟ يا قصور از آن است كه قصر لذّات در ملايمات مدارك جزئيّه مىكند ، و حال آنكه « لذّت » چون ادراك ملايم و « الم » ادراك منافر است ، به اندازهء ادراكات و مدركات ، لذّت را اقسامى است و تفاضل اينها ، به حسب تفاضل آنهاست ، و بعضى در تعريف قيد حيثيّت آورده‌اند ، و حاجت نيست كه مفهوم وصف اشعار دارد ، و بعضى كه ادراك و نيل ملايم - مثلا - گفته‌اند : نيل ، عطف تفسيرى ادراك است . و محقّق لاهيجى گويد : به جهت آن است كه : تصوّر ملايم و تخيّل آن ، لذت نيست ! و اين ، از او غريب است ، امّا اوّلا : ادراك نيز « نيل » است ، چه به حسب لغت « در