كسب جديد ، مثل ارباب ملكات صناعات علميّه كه به خود تصرّفات كنند و بىنياز شده باشند ، از اساتيد .
و گويا آن ملكه ، ملكى است مسدّد او را الى الصّواب . پس ، به ذات و باطن ذات خود ، مستكفى شده است و اين ، عقل بالفعل است و وجه تسميه اينجا ، غنى از بيان است و معذرتى كه بعضى خواستهاند كه اين مرتبه را « عقل بالفعل » گفتهاند ، چه قوّتش قريب به فعليّت است ، بىوجه است . چه ، فعليّت عقلانى دارد كه اتمّ فعليات است كه فعليّات مادون ، مشوب است به تفرقهء زمانى و مكانى و به تفرقهء صوريّهء مثاليّه و قوّت و استعداد ، نسبت به استحضار در عقل تفصيلى است و خيال ، نه به حسب عقل بسيط ، و در مبحث « علم الهى » ، [ به صورت ] تفصيلى گذشت .
چهارم ، مرتبهء مشاهدهء معقولات است . پس ، اگر در هر يك از معقولات اعتبار شود ، امر واضح است و اگر در جميع اعتبار شود ، گويند : در « دار قرار » است . و بايد دانست كه : عقل بسيط ، خود از « دار قرار » است و از عالم جبروت است ، بلكه اگر متخلّق به اخلاق الله است ، از عالم جمع و مرتبهء لاهوت است و نسبت ثابت به ثابت « سرمد » است ، و اين مرتبه را « عقل مستفاد » گويند . چه ، فايدهء تامّهء عظمى است « مستفاد » از « مفيد » ى كه عقل كلّى فعّال باشد و معلّم ثانى فارابى ، جائى گويد كه :
عقل نظرى مذكور ، در كتاب نفس واقع است ، در نزد حكما بر چهار
نحوه : عقل بالقوّه ، و عقل بالفعل ، و عقل مستفاد ، و عقل فعّال .
و ساقط كردهاند عقل بالملكه را از اعتبار ، زيرا كه نيست ميانهء آن و عقل هيولانى ، كثير تفاوتى « 1 » ، زيرا كه هر دو بالقوّهاند ، در باب عقلى كه مطلوب است ، مگر به قرب و بعد به مطلوب ، و اين عبارت و عبارات ديگر - كه در مرحلهء عقل و معقول ، در « اسفار » از او « 2 » منقول است - صريح است در اتّحاد « نفس ناطقه » با « عقل فعّال » .
و بنابر اين ، مراتب عقل انسانى بر تفصيل مشهور ، پنج است و وجه ضبط در
هامش
( 1 ) - تفاوت كثيرى .
( 2 ) - ملا صدرا .