تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
است . ولى ، بنابراين [ كه گفتيم ، اين تناسخ ] ، تخصيص به بعد از مفارقت ندارد و نه [ منحصر ] به كمّل و اين است معنى خبر منقولى كه گذشت : « انفسكم فى النّفوس و ارواحكم فى الارواح » . « 1 » بلى ، بعد از مفارقت ، صورت تعلّق به بدن معيّن هم نيست . و امّا تفصيل تناسخ « صعودى » و « نزولى » ، آن است كه : نزولى منسوب است به مشرقيّين و يوذاسف ، و گويند : اوّل منزل نور اسپهبد صيصيهء انسانيّه است ، و اين « باب الابواب » است ، براى حيات جميع صايصى حيوانيّه و نباتيّه . پس ، نزد اينها نيست حيوانى ، غير از انسان ، مگر اينكه بعضى نسخ شده‌اند و بعضى باقى مانده‌اند ، و گويند كه : كاملين اخيار ، بعد از مفارقت متّصل مىشود نفوس آنها ، به عالم عقلى و مستغرق مىشوند در « نور » و خلاص مىشوند از دار غرور ، و امّا غير كاملين ، چون متوسّطين از سعدا ، و ناقصين ، در نهايت ، و طبقات اشقيا ، منتقل مىشوند از اين ابدان به ابدان ديگر ؛ انسانى يا حيوانى ، يا نباتى يا جمادى ، به مناسبت و جنسيّت اخلاق و هيئات ارواح مكتسبه در صياصى . پس ، هر خوى و هيئت ظلمانيّه كه بر نور اسپهبد غلبه كند ، موجب مىشود انتقال به حيوان مناسب آن خلق را ، مثل « خنزير » ، براى شدّت شهوت حيوانى ، و « سباع » براى شدّت غضب حيوانى ، و « اسد » براى تكبّر ، و « موران » براى حرص ، و « ماران » و « عقارب » براى اذيّت ، الى غير ذلك . و امّا صعودى ، آن است كه رفته‌اند بعضى از تناسخيّه به اينكه : اولى به قبول فيض جديد ، « نبات » است و اينكه استدعا مىكند ، مزاج اشرف انسانى ، نفس اشرف را و اين ، آن است كه تجاوز كرده باشد ، درجات نباتيّه و حيوانيّه را ، پس « فيض جديد » - كه نفس باشد - اوّل بر انزل مراتب نباتات فايض گردد و منتقل گردد در انواع متفاضلهء نبات ؛ تا برسد به مرتبهء اعلاى از آن انواع كه افق اعلاى نبات و افق ادناى حيوان است ، مثل « نخل » ، و بعد متردّد شود از اسفل سافلين حيوانات ، چون خراطين ، تا نوع اعلاى از آن ، چون « قرده » و « نسناس » . پس ، منتقل شود به
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، 102 / 132 .