تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
نفوس باشند . پس ، سيلان مىكنند ، در وادىهاى ابدان به قدر گنجايش و استعداد آن ابدان و غايت عرضيّهء هبوط ، اعنى : « فيض » و « ظلّ » و « وجود رابط » ، بسيار است ، مثل منوّر بودن عالم غواسق و معمور بودن بلاقع ، به سلماهاى نفوس و حىّ شدن اراضى موات و ادراك « ما لم يدرك » و علم « ما لم يعلم » و قدر دانستن ، بعد از رسيدن به دولت و غير اينها . و اگر بنابر قول محقّقين هم بگوئيم : هبوط هست به تأويلى ، باكى نيست كه وقوع شعاع نور قاهر بر بدن طبيعى ، بىتجافى وجود ذاتى آن ، از مقام شامخ خود ، نزول و سقوط آن است كه رقيقه ، بيگانه از حقيقت نيست ، چنان كه شمس ، اگر چه در آسمان چهارم است ، ولى افتاده است به حسب مقام شعاعى در اسفل السّافلين و هبوط كرده است . پس ، گاه احكام حقيقت رقيقه را گيرد و گاه ، عكس شود و همانا از اين جاست ، قوله تعالى :
« فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا »
. « 1 » و قوله فى القدسى : « مرضت فلم تعدنى يا موسى » « 2 » و نيز : « ما تردّدت فى شىء كتردّدى فى قبض روح عبدى المؤمن » . « 3 » [ 15 . ]
ان كان أهبطها الاله لحكمة * طوليت على الفطن اللّبيب الأوزعى
[ ترجمه : اگر خداوند ، نفس را براى حكمتى به زمين فرو فرستاده است ، آن حكمت بىگمان حتّى بر خردمندان هوشيار نيز پوشيده و مستور است . ] [ در اين بيت ] بودن « ان » ، شرطيه ، اقرب است لفظا ، و بودنش مخفّفه از مثقّله ، اقرب است به معنى . و در بعضى نسخ ، بدل الفطن ، « الفذ » - به فاء و ذال معجمه - آمده ، يعنى : فرد و بىمثل در صنعت . [ 16 . ]
فهبوطها ان كان ضربة لازب * لتكون سامعة بما لم تسمع
هامش
( 1 ) - زخرف / 55 . ( 2 ) - يابن آدم مرضت فلم تعدنى ، « بحار الانوار » ، ج 81 / 220 . ( 3 ) - « بحار الانوار » ، ج 6 / 152 .