تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
و بالحقيقة ، آن كه عقل « بسيط » است ، بلكه متّحد با عقل « فعّال » است ، به حسب او احكامى دارد . پس ، به « تن » اگر در ناسوت است ، به « روح » در جبروت است و اگر به تن در زمان است ، به روح در « دهر ايمن » اعلاست . بله ، « دهر » او ، فانى در « سرمد » است ، چنان كه اساطين حكمت فرموده‌اند كه : نسبت ثابت به ثابت « سرمد » است و چگونه در زمان باشد ، به روح ايمان و توحيد ؟ و معنى « متى » و در « زمان » بودن ، آن است كه : جسم به سيلان و تجدّد جوهرى ، يا تجدّد عوارضى كه در هدايت آن دخيل‌اند ، منطبق است بر قطعه [ اى ] از سيلان و تجدّد فلك و محدود دوام سيلان و بقاى آن است . و روحى كه كليّت و حيطت دارد با اتّصال به عقل « فعّال » و « فناء فى اللّه » - المتعال - حكم نشئهء قدس را مىگيرد و كمّيّت اتصالى و انفصالى ، به او راه ندارد كه بسيط « مبسوط » است و با ديدهء بينا و بيدار حق مىبيند خود را به حق ، چنان كه يكى از وجوه : « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » « 1 » بود . و مشاهده مىكند : « ما لا عين رأت و لا اذن سمعت » « 2 » ، به خلاف عيونى كه در خواب‌اند ، نه « خود » را شناختند ، نه « خداى » خود را ، و در حق اينها « ادراك » استعمال كرد كه « ادراك » - به معنى اخصّ - در مقابل « تعقّل » است و در مشاعر ظاهره و باطنه « ادراك » استعمال شود ، و [ لى ] در حق آنان ، « كشف غطا » استعمال كرد . و « الهجّع » جمع هاجع ، اى : نائم ، و « ذروة شاهق » يعنى : سر كوه بلند . و مراد كوه عقل داخل است ، چنان كه حديث است كه : « المؤمن كجبل لا يحرّكه العواصف و لا يزعزعه القواصف » . « 3 » و قولش « و العلم يرفع » اه ، اقتباس است از كتاب الهى :
« يَرْفَعِ
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 95 / 456 ، « آداب النفس » ج 2 / 265 ، « مصابيح الانوار فى حلّ مشكلات الاخبار » / 204 ، « الانوار الساطعة » ج 1 / 72 ، « الحياة » ج 1 / 114 ، « سفينة البحار » ج 8 / 297 ، « الصّراط المستقيم » ج 1 / 156 و « نور الابصار » / 166 . ( 2 ) - فى صقع الملكوت ترى ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر . « فصوص الحكمة » / 96 . ( 3 ) - « بحار الانوار » ، ج 39 / 351 .