فصل در قواى محرّكه حيوانيه -
كه محرّكه بالا رادهاند - بدان كه قوّت محرّكه حيوانيّه دو قسم است :
- يكى باعثه كه آن را « نزوعيّه » و « شوقيّه » نيز گويند ، و - ديگرى عاملهء مباشره كه علّت قريبهء حركت است .
و باعثه نيز ، دو قسم است : شهويّه ، و غضبيّه . چه ، اگر [ چيزى انسان را ] بر مىانگيزاند ، [ از روى ] شوق به جانب لذيذى و جلب منفعتى ، آن قوّت « شهويّه » است ، و اگر بر مىانگيزاند شوق به دفع مكروهى و غلبه بر موذّئى ، آن قوّت « غضبيّه » است . و هر دو ، مستخدماند قوّت محرّكه عامله را ، بر تحريك اعضاء به جانب جلب ملايم - اگر شهويّه است - يا به جانب دفع منافى - اگر غضبيّه است - و عامله ، تحريك اعضا مىكند به « تمديد » و « ارخاء » اعصاب و عضلات ، يا به « تشنّج » و « تقلّص » آنها . و « عضل » ، جسمى است ، مركّب از ليفات عصب و وتر و شظاياى رباط كه با هم منتسج گشتهاند و خلل و فرج آن ، مملوّ از لحم است ، و غشائى بر آن محيط و مجلّل است .
و « وتر » ، جسمى است شبيه به جوهر عصب و به اطراف عضل و اعضاء متّصل است ، به جهت تحريك اعضاء و مانند ريشه ، كنار جامه ، از « عضل » بيرون آمده و به عضو پيوسته . و « رباط » جسمى است ، شبيه به عصب ، ولى بىحسّ است ، و از اطراف عظام روئيده و فايدهء آن ، ربط استخوانها به يكديگر يا به عضو است .
و عدد عضلات ، در نزد جالينوس ، پانصد و هيجده است ، از براى تسهيل حركات گوناگون اعضاء كه هر يك « آلت » است ، براى حركت مخصوصه به آن عضو كه يكى حركت « جفن » - با سكون مقله - مثلا - مخصوص به آن است ، و يكى حركت مقله به يمين و يسار - با سكون اجفان - مخصوص آن است ، و يكى حركت ابرو ، و يكى لب ، و بر اين قياس كن ، حركات اعضاء ديگر را . و بايد دانست كه : هر حركت اختيارى ، پنج مبداء دارد ، تا [ سرانجام كه ] به وجود مىآيد :
- اوّل : تصوّر آن فعل و حركت .
- دوّم : تصديق به فايدهء آن فعل ، تصديق يقينى ، يا ظنّى ، يا وهمى .
و اين تصديقات سهگانه به اعتبار ترتّب غايت بر « فعل » ، و علم به « وقوع » و « لا