تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
متأخّرين ، به طريقهء او رفته‌اند ، مانند : خواجه نصير الدّين طوسى - قدّس سرّه - و علامهء شيرازى و سيّد محقّق داماد - اعلى الله مقامه - و غيرهم ، قائل‌اند به اينكه : وجودات - از صدر تا ساقه - علم حقّند و صفحات واقع و صحايف نفس الامر ، نسبت به حق تعالى ، عن [ باب ] التّمثيل ، مانند صفحات اذهان و صحف قواى عالمه است ، نسبت به نفس نطقيّهء قدسيّه كه آنچه در اينهاست ، بشراشرها علم است . - سيّم : قول به اتّحاد عالم و معلوم كه صور باشد . - چهارم ، قول به آنكه : علم تفصيلى حق تعالى ، صور مفارقه و مثل الهيّه است كه افلاطون به آنها قائل است . - پنجم : مذهب معتزله است كه قائل‌اند به ثبوت معدومات . - ششم : مذهب صوفيّه است كه قائل‌اند به اعيان ثابتهء لازمه اسماء و صفات . - هفتم ، قول به اينكه : علم صور است ، ولى مرتسم در عقل كلّ ، نه در ذات اقدس و علمش به عقل حضورى است . - هشتم : قول است به علم اجمالى كه گويند : ذات اقدسش ، علم اجمالى است به جميع ممكنات . - نهم قوّل به اين كه : ذات اقدس ، علم تفصيلى است ، به معلول اوّل و اجمالى است به ما عداى او ، و معلول اوّل ، علم تفصيلى است به ثانى و اجمالى است به ما سواى او و همچنين ، تا آخر . - دهم : قول به علم اجمالى ، در عين كشف تفصيلى ، به نحو « كثرت در وحدت » . و اين است علم حضورى قبل الايجاد و امّا تفصيلى حضورى مع الايجاد به نحو « وحدت در كثرت » است در علم فعلى ، و اين ، قول صدر المتألهين - قدّس سرّه - صاحب اسفار است و مرضىّ راقم . و وجه ضبط اقوال ، آن است كه : قائل به علمش به ما سوى ، يا قائل است به انفصال علم ، يا به عدم انفصال علم از او . و بنابر اوّل ، يا علم از ثبوت عينى است ، اين مذهب معتزله است ، و اگر ثبوت غير عينى است ، مذهب صوفيّه است ، و با شيئيّت وجود ، اگر تقدّم دارد علم بر فعل ، قول به مثل نوريّه است ، و اگر تقدّم ندارد