الهيّه و با لوازم اسماء و صفات كه اعيان ثابته لازمهء به لزوم مفهومى غير متأخّر در وجود باشند كه گفتهاند در اين مقام : « جائت الكثرة كم شئت » ، و مراد ، كثرت مفاهيم باشد كه به يك « وجود » موجودند .
و ديگرى ، مقام ظهور در مرتبهء فعل باشد ، به ماهيّات امكانيّه به ترتيب « الاشرف فالاشرف على النّظام الاحسن » ، از صادر اوّل تا صادر اخير ، و آن ظهور واحد به اسماء و صفات را دفعة واحدة سرمديّة « فيض اقدس » و « رحمت صفتيّه » گويند ، و اين ظهور ثانوى را كه به ماهيّات امكانيّه است و به ترتيب است و نظام به قاعدهء « امكان اشرف » « 1 » ، فيض مقدّس و رحمت واسعهء فعليّه گويند ، و چنان كه فيض به ترتيب است ، در نزول باز به ترتيب است با قاعدهء « امكان اخس » ، در صعود الى اللّه ، و همه ، ظهورات وحدت است در كثرت ، چه مظاهر اسمائيّه و چه مظاهر ماهيّات فعليه .
بيت
هيچ دانى كه ما كييم و شما ؟ * سايهء آفتاب نور خدا
هستى ساذج است و وحدت صرف * اين هو ، اين انت ، اين انا ؟
همهء اسماء ، مظاهر ذاتند * همهء أشيا ، مظاهر اسماء
بايد دانست كه : توحيد خاصّى كه اكثر اهل وحدت به آن قائلند ، دوّمين است كه « وحدت در كثرت » است ، نه اوّلين كه « كثرت در وحدت » باشد ، چه واصلين به اين ، قليلاند .
شعر
خليلىّ قطاع الفيا فى الى الحمى * كثر و أمّا الواصلون قليل
ليكن ، نه در قلّت چنان است كه صدر المتألهين - قدّس سرّه - از خصايص خود و ارسطا طاليس داند ، بكله در موضعى از كتاب « اسفار » فرمايد كه : « لم اجد على وجه الارض من له علم بذلك » . « 2 » بلى ، تفصيل و بسط اين مسئله و تحقيق وافى ، حقّ اوست ، شكر اللّه مساعيه و از ديگران به طور « اجمال » و « تشابه » رسيده است ، مثل
هامش
( 1 ) - بنگريد به : « شعاع انديشه و شهود در فلسفهء سهروردى » ، چاپ چهارم 76 ، انتشارات حكمت / 420 - 422 .
( 2 ) - اشاره به اين موضوع گذشت .