وصف عنوان « بسيط الحقيقة » معنون شده . « 1 »
و چون صدر المتألهين الشيرازى - قدّس سرّه - تركيب از « وجود و عدم » لازم آورده در اين برهان در كتب مبسوطه و مختصرهء خود ، بعضى از كسانى كه تدقيقى نداشتهاند ، اعتراض كردهاند كه : اين چه تركيبى است ؟ « عدم » ، نفى محض و باطل صرف است ، چيزى نيست كه منشأ تركيب شود ! جواب [ از اين اشكال ] آن است كه :
تركيب آن است كه از « چيز » و « ناچيز » ، وجودى باشد . و كدام عقل منحصر كرده شيئيّت را در شيئيّت وجود ؟ آيا نشنيده [ اى ] قول حكما را [ كه ] گفتهاند :
« شىء » ، يا واجب الوجود است ، يا ممكن الوجود ، يا ممتنع الوجود . پس ممتنع ، معدوم باللّزوم است و شيئيّت وجودى و ماهيتى ، هيچ كدام [ را ] ندارد و نيز نشنيده [ اى ] قول حكما را كه [ گفتهاند : ] « ممكن ، زوج تركيبى است » « 2 » و يك جزء آن ، شيئيّت ماهيت است كه اگر « عدم » نيست ، « وجود » هم نيست و اين ، تركيب و زوجيّتى است ، سارى در همهء ممكنات و « شرّ التّراكيب ، هو التّركيب من الوجود و العدم ، اذا كان العدم ، عدم الفعلية » ، بلكه نيست تركيبى ، مگر اين ، زيرا كه « تركيب » دو سنخ مىخواهد و « وجود » ، بنابر تحقيق ، يك سنخ است . پس ، تركيب از « وجود » و « وجود » نشايد .
و امّا از « وجود » و ماهيّت ، مرجعش به سوى تركيب از « وجود » و « عدم » است .
پس ، وجودى كه فقد فعليّتى داشته باشد ، مركّب است از وجودى وحدى در هويّتش .
- و اگر بگوئى كه « واجب الوجود » را صفات سلبيّه هست ، - گوئيم : بلى ، ولى سلب سلب است و سلب نقايص و حدود است و برگشت او به « وجود » است . و اراده كنند به دوّم - كه « وحدت در كثرت » باشد - مقام ظهور و وجه اللّه را ، و اين نيز دو مقام است ؛ يكى مقام ظهور به اسماء و صفات حسناى
هامش
( 1 ) - موضوع خيلى جالب اين است كه : « بسيط الحقيقة » ، دقيقا با عبارت قاعدهاى خود ، پيش از ارسطو در « اثولوجيا » نيز آمده است !
( 2 ) - « قواعد كلى فلسفى در فلسفه اسلامى » ، ج 2 / 470 - 482 .