. . . . . . . . . .
شرح
در اقاصى بلاد ، جاهل به احكام شريعت مىباشند ، و كسى نيست كه آنها را تعليم كند - پس مىتواند رجوع به اخبار معتبره كند ، [ كه ] آن هم نوعى است از استنباط . نهايت آن كه استنباط - كه ديگران متمكّن از آن مىباشند - مقدور او نيست ، و به اين جهت از او ساقط است .
پس بايد به حسب وسع خود ، طريق عمل خود را از ادلّهى آن بفهمد ، [ و ] به مقتضاى آن عمل كند ، و اگر نمىتواند ، رجوع كند به كتب علماى سلف ، و با اختلاف ، مشهور را مقدّم بدارد بر غير مشهور ، وافقه ؛ مثل محقّق ، و شيخ كبير ، - جدّ اين حقير « 1 » - و شهيد و امثال ايشان را مقدّم به ديگران بدارد ، و آن هم نوعى است از تقليد .
و اگر هيچ يك مقدور او نيست بايد در هر مسأله ، به قدر مقدور ، سعى خود را نمايد .
پس اگر در طريق عمل خود ، مردّد فى ما بين راجح و مرجوح شود ، راجح را مقدّم دارد ، و اگر مردّد فى ما بين دو احتمال متساوى يا زياده باشد مخيّر خواهد بود .
و لكن بر اهالى هر يك از بلاد مرقومه لازم است كه چند نفر از ايشان ، به قدر كفايت ، مهاجرت كنند ، و ديگران مع الحاجة اعانت كنند ايشان را كه بروند و احكام شريعت را بفهمند ، و مراجعت كنند ، و قوم خود را تعليم نمايند ؛ پس اگر كوتاهى كنند ، تمام آنها آثم خواهند بود . ( محمّد باقر )
هامش
( 1 ) - منظور شيخ جعفر نجفى قدّس سرّه ، صاحب كشف الغطاء مىباشد .