اختيار اسلام ، بر او قضايى نيست .
و بر مرتد ، قضاى نماز ايام رده لازم است ؛ چه مرتد ملّى باشد يا فطرى ، و چه مرد باشد يا زن .
و آنچه به واسطهى مستى فوت شود ، قضاى آن لازم است ؛ و همچنان هرگاه خود ، متعمّدا چيزى بخورد كه موجب اغماى او شود بنابر اقوى .
و همچنين هرگاه به سبب خواب مستوعب تمام وقت ، فوت شود ، چه به سبب تعمّد شرب مرقدى « 1 » باشد يا نه .
و در فوريّت نماز قضا ، و وجوب تقديم آن بر نماز ادا در سعهى وقت ، خلاف است « 2 » .
اظهر ، قول به مواسعه ، و عدم ترتّب حاضره بر فايته است .
و احوط ، مراعات فوريّت و تقديم فايته بر حاضره در وسعت وقت است .
و هرگاه از او يك نماز فوت شده باشد ، و نداند كه كدام يك از نمازهاى پنجگانه است ، بعض علما قضاى پنج نماز را بر او لازم دانستهاند « 3 » .
و مشهور اكتفا به سه نماز است « 4 » ؛ يعنى قضاى صبح و مغرب و يك نماز چهار ركعتى كه به آن ، اداى ما فى الذّمهء خود را - كه مردّد است ما بين ظهر و عصر و عشا - نيّت نمايد .
و در آن نماز ، مخيّر ما بين جهر و اخفات مىباشد ؛ و اين قول ، اظهر است .
هامش
( 1 ) - داروى خوابآور .
( 2 ) - ر . ك : مفتاح الكرامة ، ج 9 ، ص 615 - 621 .
( 3 ) - علاء الدين حلّى در اشارة السبق ، ص 101 ؛ ابن زهره در غنية النزوع ، ص 99 .
( 4 ) - ر . ك : مختلف الشيعة ، ج 3 ، ص 23 ؛ غاية المرام ، ج 1 ، ص 211 ؛ روض الجنان ، ج 2 ، ص 953 ، ذخيرة المعاد ، ص 384 و ن . گ : مفتاح الكرامة ، ج 9 ، ص 670 .