استفاده مىشود « 1 » و آن را بر عدم تأكّد استحباب ، حمل مىتوان نمود « 2 » .
و نيز مستحبّ است طول دادن نماز به قدر زمان كسوف و خسوف ، و هرگاه زودتر تمام نمايد ، مستحبّ است اعادهى نماز .
و در جواز اقتداى كسى كه نماز را به جا نياورده به او ، و اقتداى او به آن كس ، تأمّل است ؛ و ظاهر ، جواز آن است ؛ بلكه هرگاه امام و مأموم خواهند اعاده نمايند نيز ثانيا به جماعت توانند اعاده نمود ؛ و اين مندرج در نافلهاى كه جماعت در آن بدعت است ، نمىشود .
[ نماز قضا ]
فصل سيزدهم : در بيان نماز قضاست .
بدان كه قضاى نماز يوميّه به فوات واجب است ، چه بالمرّه آن را ترك نموده باشد از روى عمد ، يا فراموشى ، يا اين كه آن را به عمل آورده باشد بر وجه فاسد ، دانسته ؛ يا از روى جهل به مسأله ؛ يا به موضوع .
چنانچه به آب نجس ، وضو ساخته ، و نماز را به جا آورده ، و بعد از خروج وقت ، معلوم او شود كه آن آب ، نجس بوده ؛ و نحو آن از مواضعى كه حكم به فساد نماز او مىشود .
و نمازى كه در حال صغر يا جنون از او فوت شده باشد قضايى ندارد ؛ هر چند
هامش
( 1 ) - شيخ صدوق در المقنع ، ص 143 ؛ والد شيخ صدوق به نقل علّامهء حلّى در مختلف الشيعة ، ج 2 ، ص 290 .
( 2 ) - چنانچه برخى تصريح به اين حمل نمودهاند ؛ مثل : علّامهى حلّى در مختلف الشيعة ، ج 2 ، ص 291 ؛ شهيد اوّل در ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 217 ؛ سيد محمّد عاملى در مدارك الاحكام ، ج 4 ، ص 140 .