جا آورده ، ركعت ديگر را بعد از انجلا تمام نمايد ؛ چه ، ادراك يك ركعت از وقت ، به منزلهى ادراك تمام وقت است .
و احتمال ديگر مىرود كه نماز در اين صورت ، موقّت نباشد ، و آيهى مفروضه سبب وجوب نماز باشد ، بدون ثبوت توقيت .
و هر يك از اين دو وجه ، خالى از بعد نيست ؛ و ليكن احوط از ظاهر مشهور بين الاصحاب مىباشد ، خصوصا وجه اخير .
و امّا زلزله و صيحه ، پس ظاهر اين است كه از جملهى اسباب وجوب نماز باشند بدون حصول توقيت ؛ پس وقت آن ، مدّت العمر مىشود ؛ ليكن بعضى از علما قايل به وجوب فور در نماز زلزله شدهاند « 1 » .
و ظاهر اين است كه صيحه را هم الحاق به آن نمايند ، و آن ، احوط است . و امّا ساير آيات سماويّه كه گنجايش اداى نماز را به حسب غالب دارند ، پس در آن ، احتمال سببيّت محضه ، و احتمال توقيت مىرود .
و وجه اوّل ، خالى از قوّت نيست .
[ مستحبّات نماز آيات ]
و مستحبّ است جهر در اين نماز ، و اين كه آن را در زير آسمان به جا آورند ، و به جماعت ادا سازند ؛ خصوصا هرگاه قرص ، محترق شود .
و از ظاهر عبارت بعض قدما ، عدم استحباب جماعت با عدم احتراق قرص
هامش
( 1 ) - شهيد اوّل در ذكرى الشيعة ، ج 4 ، ص 204 ؛ شيخ مفلح صيمرى در غاية المرام ، ج 1 ، ص 189 ؛ محقّق ثانى در الرسالة الجعفرية ( رسائل المحقّق الكركى ) ، ج 1 ، ص 135 ؛ شهيد ثانى در المقاصد العلية ، ص 371 ؛ سيد على طباطبايى در رياض المسائل ، ج 4 ، ص 133 .
ر . ك : مفتاح الكرامة ، ج 9 ، ص 63 - 64 .