جنون او دورى باشد ، هرگاه جنون او تمام وقت را فراگيرد ؛ پس بعد از افاقه ، بر او قضايى نيست .
و هرگاه به قدر اداى نماز و مقدّمات نماز ، به حسب حال او ، افاقه يافته باشد ، و مع ذلك به جا نياورده ، قضاى آن بر او لازم است ، چه از اوّل وقت ، آن قدر از وقت را ادراك نموده باشد يا از آخر .
و آنچه از نماز كه به سبب اغما فوت شده باشد ، در وجوب قضاى آن ، خلاف است « 1 » .
و مشهور بين الاصحاب سقوط آن است ، هرگاه به قدرى كه متمكّن از اداى نماز در آن باشد ، افاقه نشده باشد « 2 » .
و ظاهر بعضى از قدما ، وجوب قضاى آن است مطلقا « 3 » .
و بعضى قضاى شب يا روز آخر را لازم دانستهاند « 4 » .
و اظهر ، قول اوّل است ، و حمل اخبار مثبتهى قضا ، بر استحباب ، دور نيست .
و آنچه از نماز در حال حيض يا نفاس فوت شده نيز قضايى ندارد ؛ مگر آن كه به قدرى كه متمكّن از اداى نماز در آن باشد ، به پاكى ادراك نموده باشد ، و ادراك يك ركعت از آخر وقت را به اين نحو ، كافى در وجوب آن است ، چنانچه نظير آن گذشت .
و همچنان است آنچه در حال كفر اصلى از او فوت شده باشد ، پس بعد از
هامش
( 1 ) - ر . ك : مفتاح الكرامة ، ج 9 ، ص 586 - 590 ؛ رياض المسائل ، ج 4 ، ص 178 - 181 ؛ مستند الشيعة ، ج 7 ، ص 270 - 274 .
( 2 ) - ر . ك : مفتاح الكرامة ، ج 9 ، ص 586 - 592 ؛ رياض المسائل ، ج 4 ، ص 177 - 181 ؛ مستند الشيعة ، ج 7 ، ص 270 - 274 .
( 3 ) - شيخ صدوق در المقنع ، ص 122 .
( 4 ) - ر . ك : المقنع ، ص 123 .