غروب يكسان باشد ، و آن بعيد است .
و نصف شب را از ملاحظهى حركت ستارهها و طلوع و غروب ماه ، مشخّص مىتوان نمود ، و با حصول شك ، بنا را بر بقاى وقت مىگذارد .
و هرگاه از ملاحظهى ساعت يا غير آن ، از آلاتى كه تعيين اوقات را از آن مىتوان نمود ، يقين به نصف شب نمايد ، متّبع است .
و هرگاه مظنّه به آن حاصل نمايد ، در اعتبار آن با عدم حصول مانع ، تأمّل است .
و هرگاه از آخر وقت ، مقدار اداى يك ركعت را با مقدّمات ، ادراك نمايد ، به منزلهى ادراك تمام وقت است ، و نماز او در حكم اداست ، و قضا محسوب نمىشود « 1 » و فرقى در حكم مذكور ما بين نماز صبح و غير آن نيست .
پس اگر پنج ركعت را قبل از غروب ، ادراك نمايد ، هر يك از نماز ظهر و عصر را ادراك نموده ، و همچنين هرگاه پنج ركعت را قبل از نصف شب ، ادراك نمايد .
و هرگاه چهار ركعت را قبل از نصف شب ، ادراك نمايد ، در بقاى وقت نماز مغرب ، اشكال است ، و ظاهر مشهور بين الاصحاب « 2 » فوات وقت نماز مغرب است .
و بعضى « 3 » از علما به فوات وقت نماز مغرب قائل نشدهاند ، و از هر يك از نماز مغرب و عشا ادراك يك ركعت مىگويند به عمل آمده ، و آن خالى از بعدى نيست .
هامش
ابن حمزه در وسيله ، ص 83 ؛ قطب الدين كيدرى در اصباح الشيعة ، ص 60 .
( 1 ) - براى تبيين و اطلاع بيشتر از اين قاعده [ من ادرك ركعة من الوقت فقد ادرك الوقت كلّه ] ر . ك :
كتاب الصلاة ( آية اللّه اراكى ) ، ص 86 - 95 .
( 2 ) - ر . ك : غنية النزوع ، ص 70 ؛ السرائر ، ج 1 ، ص 196 .
( 3 ) - ر . ك : المبسوط ، ج 1 ، ص 75 ؛ وسيله ، ص 83 .