و مبتدئه را دو تفسير است :
اوّل : آن است كه اوّل خون ديدن او باشد .
دويم : آن است كه او را عادتى در حيض به هيچ وجه از وجوه مسطوره حاصل نشده باشد ؛ چه اوّل خون ديدن او باشد يا نه .
و مضطربه آن است كه عادت خود را در حيض فراموش نموده باشد .
و آن نيز چند قسم است : چه يا هر يك از عدد و وقت را فراموش نموده است ؛ و آن را « متحيّره » نيز مىگويند ، يا اين كه وقت را دانسته و عدد را فراموش نموده ، يا به عكس آن ؛ و مىتواند شد كه از اصل ، در عدد يا وقت ، عادتى نداشته باشد ، و خصوص وقت يا عدد را كه در آن عادتى دارد ، فراموش نموده .
و ذات تميز آن است كه خون خارج از او به صفت حيض ، از سه روز كمتر نباشد ، و از ده روز تجاوز ننمايد ، و ما بين آن دو خون با صفت ديگر ، اقلّ طهر كه ده روز است ، فاصله شده باشد .
و بىتميز آن است كه خون او به طريق مسطوره نباشد .
پس بعد از بيان اقسام مذكوره حكم هر يك از آنها مذكور مىشود .
و تفصيل آن چنين است كه ذات العادة ، اگر ذات العادة عدديّه و وقتيّه باشد و خون او از ده تجاوز نمايد ، همان ايّام عادت را حيض قرار مىدهد ، و زايد بر آن را بنابر استحاضه مىگذارد .
و اگر ذات العادة وقتيّه باشد ، و اوّل خون او معيّن باشد ، همان زمان را اوّل حيض قرار مىدهد ، و آن را از بعد ، اكمال مىنمايد .
و هرگاه آخر حيض او معيّن باشد ، آن را حيض قرار مىدهد و اكمال آن را از سابق مىنمايد .
و هرگاه وسط او معيّن باشد ، از طرفين اكمال مىنمايد ، و در تعيين عدد ايّام ،
رساله صلاتيه (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: الشيخ محمد تقي الرازي الأصفهاني
ص١١٠