يقولها مخلصا عساه * بها يرحمه فى القيامة اللّه
اللّه مولاه و الرسول و من * بعدهما فالوصى مولاه
يعنى : مهيا كرده است از براى خدا در روز قيامت كه او را ملاقات نمايد ، دعبل آن كه خدائى نيست به جز او ، مىگويد اين كلمه را از روى اخلاص ، شايد به اين كلمه رحم كند در قيامت او را خدا ، حق تعالى مولا و آقا و صاحب اختيار او است و رسول خدا ، و بعد از ايشان وصى رسول كه على بن أبى طالب عليه السلام است مولاى او است « 1 » .
و بدان كه قصيدهء مزبوره اختلاف بسيار دارد ، و در روايات بعضى بيشتر و بعضى كمتر روايت كردهاند ، و آنچه متضمن مجموع روايات است ايراد مىنمايد ، اول قصيده اين است :
تجاوبن بالارنان و الزفرات * نوائح عجم اللفظ و النطقات
چون ميان شعرا متعارف است كه در اول قصائد شعرى چند مناسب مطلب در عشق و شوق ، يا در سوز و گداز ، يا در شكايت از روزگار مىگويند ، و بعد از آن بر سر مطلب مىآيند ، اين ابيات را در صدر قصيده ايراد نموده است .
و رنين صداى حزين است ، و زفره آه دردآميز است ، و نوائح جمع نائحه است ، يعنى زنان نوحهكننده ، و كلام اعجم كلامى را مىگويند كه از آن معنى مفهوم نشود .
يعنى : جواب يك ديگر گفتند ، و صدا بلند كردند ، با نالههاى سوزناك و آههاى دردناك ، نوحهكنندهء چند كه لفظ و سخن ايشان
هامش
( 1 ) بحار الانوار 49 / 249 از عيون اخبار الرضا 2 / 267 .