تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
ليالى يعدين الوصال على القلى * و تعدى تدانيننا على العزبات
يعنى : آنچه به خاطر دارم در شبى چند بود كه آن شبها با آن معشوقان يارى مىكردند وصال محبوب را بر دشمنى و هجران ، و يارى مىكردند نزديكى محبوب را بر دورى و هجران .
و إذ هنّ يلحظن العيون سوافرا * و يسترن بالايدى على الوجنات
يعنى : و در هنگامى كه معشوقان از زير چشم نظر مىكردند به سوى ديده‌هاى نظاره ، و تماشا كنندگان باروهاى گشوده بىحجاب ، و از روى حيا گونه‌هاى خود را مىپوشانيدند به دستهاى خود .
و اذ كل يوم لى بلحظى نشوة * يبيت بها قلبى على نشوات
يعنى : و در روزگارى كه در هر روز آن به مشاهدهء جمال دليران براى من نشأه بهم مىرسيد ، كه دلم شبهاى بسيار بر آن نشأه بسر مىآورد . و چون از تغزل فارغ شد بر سر مطلب آمد و گفت :
فكم حسرات هاجها بمحسر * وقوفى يوم الجمع من عرفات
يعنى : پس چه حسرتها و اندوه‌ها كه از براى من به هيجان آمد در وادى محسر ، كه منتهاى منا است از جانب مشعر الحرام ، به سبب اجتماعى كه مردم در روز عرفه در عرفات كردند ، و امام زمان در ميان ايشان نبود يا بود و مغلوب دشمنان بود .
أ لم تر للايام ما جر جورها * على الناس من نقض و طول شتات
يعنى : آيا نمىبينى روزگار را كه جنايتها كرد ، جور و ظلم آن بر مردم از بر هم زدن عهدها كه در باب امامت ائمه عليهم السلام از ايشان گرفته شده بود ، و به طول انجاميد پراكندگى مردم و احوال ايشان .
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 67 | العلامة المجلسي / سيد مهدى رجائى