تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
و تفريع اين فقرات بر عدم اختصاص اسماء به حق تعالى بعد از حدوث اشياء شايد از آن جهت باشد كه كسى كه صاحب اين تقدس و كمال باشد نقص بر او روا نيست ، و حدوث صفات كماليه مستلزم نقص ذات است قبل از حدوث اسماء ، بلكه بعد از حدوث آنها چنانچه گذشت . و در امالى شيخ مفيد و احتجاج و كيف نيست ، پس احتياج به اين تكلف نيست و ظاهرتر است . انما تحد الادوات أنفسها ، و تشير الآلة الى نظائرها ، و فى الاشياء يوجد أفعالها . تحديد نمىكنند ادوات مگر نفسهاى خود را ، و اشاره مىكند آلت به سوى نظائر و اشباه خود ، و در اشياى ممكنه يافت مىشود كرده‌ها و آثار اين ادوات نه در حق تعالى . مترجم گويد : مراد از ادوات و آلت اعضا و جوارح است ، پس مراد به نفسهاى آنها انواع و اشباه خواهد بود ، يعنى آلات جسمانى تحديد امثال خود از جسمانيات مىتوانند كرد ، و اشاره به اشباه خود مىتوانند نمود . و محتمل است كه مراد به ادوات صاحبان ادوات بوده باشد ، و ممكن است كه مراد به ادوات و آلات آن حروف و اسمائى باشد كه در پيش اطلاق آنها را بر حق تعالى نفى كرد . پس اين فقرات دليلى براى آن فقرات خواهند بود . و منعتها مذ القدمة ، و حملتها قد الازلية . يعنى : منع كرده است آلات و اعضا و قوا را يا اشياء را از قديم بودن آن كه مذ كه براى ابتداى زمان است بر آنها اطلاق مىكنند ، و منع كرده است اعضا و قوا را يا اشياء را از ازلى بودن اطلاق كلمهء قد بر آنها كه دلالت بر قرب زمان ماضى به حال مىكند ، چنانچه بيان آن در فقرات سابقه گذشت .