الاحوط ، و به رسانيدن غبار غليظ به حلق بنا بر قول جمعى ، و به طلب منى كردن و دست بازى كردن يا مكرر نظر كردن به زنى تا منى بيايد على الاحوط ، و به قى كردن عمدا بنا بر قول بعضى ، و به حقنه كردن و شاف عمد كردن بنا بر قول بعضى .
و به دروغ بستن بر خدا و رسول و ائمهء هدى عليهم السلام بنا بر قول بعضى ، و به سر فرو بردن عمدا در آب بنا بر قول بعضى .
هرگاه يكى از اين امور را به عمل آورد عمدا و مسأله داند كفاره بايد داد ، در بعضى اجماعا و در بعضى احتياطا ، و اگر از روى سهو باشد كفاره ندارد ، و اگر مسأله نداند در كفاره خلاف است ، و احوط كفاره است .
و اگر افطار به حلال باشد كفاره يك بنده آزاد كردن ، يا دو ماه پىدرپى روزه گرفتن ، يا شصت مسكين طعام دادن است ، و بعضى به ترتيب قائل شدهاند ، يعنى اگر قادر باشد بر بنده آزاد كردن آن مقدم است ، و الا دو ماه روزه ، و اگر از اين نيز عاجز باشد شصت مسكين را طعام بدهد .
و اگر افطار به حرام كرده باشد ، مانند شراب و لحم خنزير و مال مغصوب دانسته و زنا و لواط ، بعضى از علما قائل شدهاند كه هر سه كفاره بر او واجب مىشود ، و بعضى مانند افطار به حلال مىدانند ، و اول احوط است .
دوم : هرگاه در قضاى روزهء ماه رمضان بعد از زوال افطار كند ،
مشهور آن است كه كفاره واجب است ، و بعضى سنت مىدانند ، و اشهر و اقوا آن است كه كفاره طعام دادن ده مسكين است . و اگر عاجز شود سه روز روزه مىگيرد ، و بعضى مخير ميان اين دو مىدانند ، و بعضى كفارهء قسم ، و بعضى كفارهء افطار ماه رمضان لازم مىدانند .