بودم كه حلال گردان براى من فرجها را ، پس اثر بيمى در آن حضرت ظاهر شد ، و شايد براى تقيه باشد ، پس مرد ديگر گفت با آن حضرت كه او از تو سؤال نمىكند كه برود و راه مردم را بزند و مال ايشان را بگيرد ، سؤال نمىكند مگر خادمى را كه بخرد او را ، يا زنى را كه تزويج نمايد او را ، يا ميراثى كه به او برسد ، يا تجارتى يا چيزى كه به او بخشيده شود .
پس حضرت گفت اين از براى شيعهء ما حلال است ، براى هر كه حاضر باشد از ايشان و هر كه غائب باشد ، براى مردهء ايشان و زندهء ايشان و هر كه از ايشان متولد شود تا روز قيامت ، پس آنچه گفتى بر ايشان حلال است ، و به خدا سوگند كه حلال نيست اينها مگر براى كسى كه ما از براى او حلال كنيم ، و نه به خدا سوگند ندادهايم احدى را امانى ، و نيست نزد ما براى احدى عهدى ، و نيست براى احدى نزد ما پيمانى .
و در كتاب علل الشرايع و كتاب تهذيب و كتاب استبصار به سند صحيح از زراره و محمد بن مسلم روايت كردهاند عن أبى جعفر عليه السلام قال قال أمير المؤمنين عليه السلام : هلك الناس فى بطونهم و فروجهم ، لانهم لم يؤدوا الينا حقنا ، ألا و ان شيعتنا من ذلك و آباءهم فى حل « 1 » .
يعنى : امام محمد باقر عليه السلام گفت كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام گفت كه هلاك شدند مردم به سبب شكمهاى خود و فرجهاى خود ، زيرا كه ايشان ادا نمىكنند به سوى ما حق ما را ، و به درستى كه شيعهء ما از اين و پدران ايشان در حلال بودهاند ، يعنى بر ايشان حلال است .
هامش
( 1 ) تهذيب 4 / 137 ، استبصار 2 / 58 ، علل الشرايع ص 377 .