اول : آن كه وقتى كه ايستاده است
خواه شروع به قرائت كرده باشد و خواه نكرده باشد شك كند كه اين ركعت كه در آن ايستادهام چهارم است يا پنجم ، پس مىنشيند ، و اگر تشهد نخوانده است مىخواند و سلام مىگويد ، و دو ركعت نماز نشسته مىكند ، و احتياطا دو سجدهء سهو نيز مىكند .
دوم : آن كه بعد از تمام كردن سجدهها شك كند كه اين ركعت كه تمام كردم چهار بود يا پنجم ،
نمازش صحيح است تشهد مىخواند و سلام مىگويد ، و دو سجده سهو بجا مىآورد وجوبا .
سوم : آن كه بعد از رفتن به ركوع و پيش از تمام كردن سجدهها شك كند ،
در اين صورت خلاف است ، و بعضى قائل شدهاند كه نمازش باطل است ، و ظاهرا اگر تمام كند اين ركعت را و دو سجدهء سهو كند كافى باشد ، و اگر با اين اعاده نيز بكند أحوط است .
ششم : آن است كه شك كند ميان چهار و زياده از پنج ،
مثل چهار و شش يا چهار و هفت ، در اين صورت مشهور ميان علما آن است كه نمازش باطل است ، و بعضى اين را مانند شك ميان چهار و پنج مىدانند در احكامى كه گذشت ، اگر عمل به آنها بكند و نماز را اعاده كند أحوط است . و همچنين اگر شك ميان چهار و پنج و زياده باشد ، أحوط آن است كه چنين كند كه نماز را تمام كند با سجدهء سهو و اعاده نيز بكند .
هفتم : آن است كه با شك ميان چهار و پنج شكهاى ديگر ضم كند « 1 » ،
مثل آن كه شك كند ميان سه و چهار و پنج ، پس اگر پيش از ركوع است بر مىگردد به شك ميان دو و سه و چهار ، چنانچه سابقا مذكور شد ، و اگر بعد از ركوع باشد ، اگر تمام كند ، و دو ركعت
هامش
( 1 ) شود - خ ل .