و قسم مىخورم به خدا قسمى كه در آن استثنا به مشيت خدا نباشد ، چون معلوم است كه بر وفق مشيت او است ، البته نفس خود را رياضتى بفرمايم كه اگر قرص نانى براى خوردن بيابد شاد گردد ، و براى نان خورش به نمك قناعت نمايد ، و چندان بگريم كه ديدهام مانند چشمهء آبى كه آبش را تمام كشيده باشد خشك شده باشد .
آيا حيوانات چرنده پر مىكنند شكمهاى خود را از چريدن و مىخوابند ، و گلههاى گاو و گوسفند از گياه زمين سير مىشوند و استراحت مىكنند ، و على مانند ايشان از توشهء خود بخورد و بخوابد ديدهاش ، كه بعد از سالهاى دراز و مجاهدات در راه خداوند بىنياز پيروى كند حيوانات مهمله و چهار پايان چرنده را .
خوشا نفسى كه ادا كند به سوى پروردگارش آنچه بر او واجب گرديده ، و مشقتها و محنتهاى دنيا را به خود هموار گرداند ، و در شب از خواب دورى كند ، تا آن كه بر او غلبه كند ، پس روى زمين بخوابد و دستش را بالش خود گرداند ، و در زير روى گذارد .
و در ميان گروهى كه ديدههاى ايشان را بيدار دارد ترس بازگشت ايشان به سوى آخرت و پهلوهاى ايشان از رختخواب دور مانده و لبهاى ايشان به ذكر پروردگار ايشان در حركت است ، و به سبب بسيارى استغفار گناهان ايشان پراكنده شده است ، ايشانند گروه خداپرستانند ، و به درستى كه از خدا بترس اى پسر حنيف و اكتفا كن به قرصهاى خود تا از عذاب الهى نجات يا بى « 1 » .
حديث دوم [ نامهء امام صادق عليه السلام به عبد اللّه نجاشى ]
به سند معتبر منقول است از عبد اللّه بن سليمان كه گفت در
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ص 416 - 420 ، نامهء شمارهء ( 45 ) .