به خدا سوگند كه اگر همهء عرب متفق شوند و يك ديگر را معاونت نمايند بر قتال هرآينه پشت نگردانم از ايشان ، و اگر فرصت بيابم گردن همه را براى خود ذليل گردانم ، و به زودى جهد كنم كه زمين را پاك كنم از اين شخص سرنگون و جسم واژگون ، يعنى معاويهء ملعون ، تا نيك و بد مردم از يك ديگر جدا شوند .
اى دنيا دور شو از من كه تو را رها كردهام ، و رسنت را در گردنت افكندهام ، و از چنگال تو جستهام ، و از دامهاى تو رهائى يافتهام ، و از لغزشهاى تو محترز بودهام ، كجايند قرنها كه فريب دادى ايشان را به بازيچههاى خود ، مفتون ساختى ايشان را به زينتهاى خود ، اينك همه در گرو عمل خودند در قبرها ، و در بر گرفته است ايشان را لحدها .
به خدا سوگند كه اگر تو شخصى مىبودى كه ديده مىشدى ، و قالبى مىبودى كه به حس در مىآمدى ، هرآينه بر تو اقامت مىكردم حدهاى خدا را براى بندهاى چند كه مغرور گردى ايشان را به امانى و آمال ، و امتهائى كه انداختى ايشان را در كوههاى حيرت و كفر و ضلالت ، و پادشاهانى كه تسليم كردى ايشان را به سوى تلف و هلاك ، و وارد ساختى ايشان را در بليه كه نه راه رفتن يافتند و نه بازگشتن .
هيهات كه هر كه به راه فريب تو آمد لغزيد ، و هر كه در كشتى تو سوار شد غرق شد و هر كه از دام تو رها شد توفيق يافت ، و كسى كه از شر تو سالم ماند پروا ندارد از آن كه او را شدتى و تنگى روى دهد ، و دنيا نزد او مانند روزى است كه نزديك باشد كه بر سر آيد .
دور شو اى دنيا از من ، به خدا سوگند كه نرم نمىشوم براى تو كه مرا به مذلت افكنى ، و منقاد تو نمىگردم كه مهارم را بكشى ،
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦٥