سعى جميل خويش را به رهروان شارع دين و پيروان ائمهء طاهرين ملحق گرداند .
فصل دوم در بيان چند حديث ديگر كه در اين باب وارد شده است
حديث اول [ نامهء حضرت على عليه السلام به عثمان بن حنيف ]
سيد رضى اللّه عنه و غير او روايت كردهاند كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام شنيد كه عثمان بن حنيف انصارى كه والى بود در بصره از جانب آن جناب به وليمهء يكى از اكابر بصره رفته ، پس نامهاى به او نوشتند به اين مضمون :
اى پسر حنيف خبر به من رسيده كه مردى از جوانان يا جوان مردان بصره تو را به خوانى دعوت نموده ، پس مسارعت نمودهاى به سوى آن ، اختيار مىكردهاند براى تو الوان طعامها ، و نقل مىكردهاند به سوى تو انواع كاسهها ، و من گمان نداشتم كه تو اجابت كنى به سوى طعام قومى كه فقيران را از آن طعام دور كنند ، و اغنيا را دعوت نمايند .
پس نظر كن به سوى آنچه مىخورى از طعامها هر چه مشتبه است بر تو علم آن پس بينداز آن را و تصرف در آن مكن ، و آنچه يقين داشته باشى كه از وجوه حلال بهم رسانيدهاى تناول كن و بدان به درستى كه هر كس را پيشوائى است كه به او اقتدا مىنمايد ، و به نور علم او هدايت مىيابد .
و به درستى كه امام شما اكتفا كرده است از دنياى خود به دو