مده ، و مكر با دشمن خود مكن كه خلاف فرمودهء خدا است ، و جرأت نمىنمايند بر مخالفت خدا مگر نادان بدبختى ، و حق تعالى عهد و امان خود را امنيتى گردانيده است ميان بندگان خود به رحمت خود ، و حريمى ساخته است كه ساكن شوند در ساحت عز آن ، و پناه برند به سوى امان آن ، پس خدعه و مكر و افساد در امان نبايد كرد ، و عهدى كه بندى چنان مكن كه در آن علتها و راههاى مخالفت باشد .
و بعد از آن كه محكم كردى به تأويل و توجيه بر هم مزن ، و تنگى كار بر تو در امرى كه با خدا در آن عهد بستهاى تو را داعى نشود كه سعى در هم زدن آن بكنى ، زيرا كه صبر كردن تو بر تنگى كه اميد فرج و نيكوئى عاقبت در آن داشته باشى بهتر است ، از مكر كردن و امانت شكستن كه خوف عقاب و و بال در آن داشته باشى ، و احاطه كند به تو در آن از جانب خدا ، وزرى و گناهى كه در دنيا و آخرت تدارك آن نتوان نمود .
و زينهار كه حذر كن از ريختن خونها بناحق ، زيرا كه هيچ چيز سبب غضب خدا و بزرگى عقوبت حق تعالى و زوال نعمت و كوتاهى عمر و دولت نمىشود مانند ريختن خون حرام كه همين سبب ضعف و سستى آن مىگردد ، بلكه زايل مىگرداند و از تو به ديگران منتقل مىسازد ، پس زينهار متعرض غضب پروردگار مشو ، به درستى كه خدا براى ولى كسى كه به ستم كشته شده باشد سلطنت قصاص قرار داده است .
چنان چه فرموده است
« وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً »
يعنى : هر كه كشته شود به ستم پس به تحقيق قرار داديم براى ولى او سلطنتى ، پس از حد