را مضطرب نسازند و به خوف نيندازند .
پس متحمل شو سفاهتى را كه از ايشان صادر شود ، يا آن كه از بيان غرض عاجز مانند ، و دور گردان از خويش دل تنگى و تكبر را تا حق تعالى به اين سبب بگشايد بر تو اكناف و اطراف رحمت خود را ، و واجب گردانند براى تو ثواب طاعت خود را ، و آنچه عطا كنى چنان كن كه بر گيرنده گوارا باشد ، و اگر منع كنى بايد كه مقرون به مدارا و عذر خواهى و زبان خوش باشد ، و فروتنى كن در اين مقام به درستى كه خدا دوست دارد تواضعكننده را ، و بايد كه از اعوان خود كسى گرامىتر دارى كه مداراى او با خلق خدا بيشتر باشد ، و مراجعت به سوى ايشان بيشتر نمايد ، و لطف او ضعفا را فزونتر باشد .
پس بدان كه امرى چند است كه ناچار است كه خود مباشر آنها شوى :
اول : آن كه عمال تو نامهاى به تو نويسند كه كاتبان تو عاجز باشند از نوشتن جواب ايشان ، خود متوجه شوى و جواب ايشان را بنويسى .
دوم : آن كه از حاجات مردم اگر بر تو امرى وارد شود كه اعوان تو از دل تنگى متوجه آنها نگرديده باشند خود به قضاى حوائج ايشان قيام نمائى .
سوم : آن كه آنچه بر كاتبان و خازنان تو وارد شود از آنچه در تحت اختيار ايشان است برسى ، و تقصير و تأخير در آنها روا ندارى ، و با هر يك از ايشان در امرى كه به او تعلق دارد مشورت نمائى فارغ و ذهنى مجتمع . و هيچ امرى را جارى نسازى مگر بعد از تفكر و مراجعت با نفس خود ، و مشاورت با آن كسى كه براى
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 153
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٣