ايشان از تغيير احوال روزگار و بىاعتبارى دنياى غدار .
پس نظر كن در حال كاتبان خود و تعين كن براى امور خود بهترين ايشان را براى نوشتن رسالهها و نامهها ، كه در آن درج مىكنى اسرار و مكرها و تدبيرهاى خود را ، كسى را مقرر كن كه جامعترين مردم باشد اخلاق پسنديده را ، و كسى باشد كه گرامى داشتن تو او را باعث طغيان او نگردد ، به سبب آن كرامت جرأت بهم رسانند بر تو ، به آن كه مخالفت تو نمايد در حضور اشراف و اكابر ، و غفلت او را باعث نشود بر كوتاهى از رسانيدن مكاتيب و رسائل عمال تو به سوى تو ، و برگردانيدن جواب آنها بر وجه صواب از جانب تو ، و غافل از آنچه بايد بگيرد و از جانب تو بدهد و از وعدهها و شرطها ضعيف نگرداند پيمانى را كه عقد كند براى تو ، و عاجز نشود از گشاد دادن در آنچه بر تو شرط كرده است ، يعنى در اول چنان شرط كند كه در آخر دشوار نشود ، و جاهل نباشد به قدر نفس خود ، زيرا كه قدر خود را نمىشناسد به قدر ديگران جاهلتر خواهد بود .
پس بايد كه ايشان را كه اختيار كنى از روى خواهش و ميل به دل خود نكنى ، و اعتماد بر فراست خود ننمائى ، و به گمان نيك خود مغرور نشوى ، زيرا كه مردم به ساختگى و تصنع خود را در معرض فراست واليان بدر مىآورند ، و اقدام به خدمات پسنديده مىنمايند ، و به غير اين ظاهر تلبيس مىكنند ، و هيچ خير خواهى و امانت در خاطر ايشان نيست ، و ليكن امتحان كن ايشان را به ولايتها كه براى شايستهگان پيش از تو كردهاند .
پس تعيين كن كسى را از ايشان كه در زمان پيش اثر خير او در عامهء خلق بيشتر ظاهر شده ، و به ديانت و امانت معروفتر بوده ،
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٨