و آله براى ايشان مقرر ساخته و نزد ما معلوم و محفوظ است .
پس لشكر به اذن خدا مانند قلعههايند براى محافظت رعيت ، و زينت والياناند ، و مورث عزت و غلبهء ديناند ، و راهها به ايشان ايمن مىگردد ، و رعيت به دون ايشان برپا نمىماند .
و قوام لشكر نيست مگر به آنچه خدا براى ايشان مقرر ساخته از خراج زمينها كه از كافران به جنگ گرفته شده است كه به سبب آن قوى مىشوند بر جهاد دشمن ، و اعتماد مىكنند بر آن خراج در آنچه صلاح ايشان در آن است ، و رفع حاجت خود به آن مىنمايند .
پس ضرور است كه جمعى كه تحصيل و ضبط خراج نمايند .
و قوام اين دو صنف يعنى لشكرى و محصلان خراج نمىباشد مگر به قاضيان و عمال و نويسندگان كه عقد مصالح ايشان نمايند ، و در امور خاص و عام امين مردم باشند ، و باز جميع اين طوائف را تعيش ممكن نيست مگر به بازرگانان و ارباب صنايع كه اجتماع نمايند بر مصالح ايشان ، و بازارهاى ايشان را برپا دارند ، و متكفل اعمال ضروريهء ايشان شوند ، و به كارى چند قيام نمايند كه از غير ايشان متمشى نمىشود .
بعد از ايشان طبقهء اهل حاجت و مسكنتاند كه لازم است عطايا و اعانت و يارى ايشان ، و خدا براى هر يك حقى مقرر ساخته ، و هر يك از ايشان را بر والى حقى هست به قدر آنچه مصلح احوال ايشان بوده باشد ، و ايشان را از او گريزى نبوده باشد .
پس بايد كه والى لشكر و سپهسالار تو كسى باشد كه به گمان تو بيش از همه كس اطاعت خدا و رسول نمايند ، و خير خواه امام تو بيش از ديگران باشد ، و حلم و بردبارى او از همه بيشتر باشد ، و زود به غضب نيايد ، و عذر مجرمان را قبول كند ، و با ضعيفان به
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٢