تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
سينهء حضرت حمزه عموى رسول خدا صلى الله عليه و آله و جويدن جگرِ اين مدافع شجاع و قهرمان اسلام را كه به وسيلهء هند انجام گرفت به فراموشى بسپارد ، چرا بنىعباس با احداث ساختمان‌در روى قبرمطهر آن‌حضرت ضمن‌معرفى وپيوندخويش باوى و اعلان شهامت و شجاعت و تجديد خاطرهء او كه به نفع اين خاندان و بر ضد بنىاميه بود استفاده نكند ؟

و اما جنبهء مذهبى اين تحول

با روى كار آمدن عباسيها ، شيعيان و مخصوصاً بنى الحسن كه در مدينه از موقعيت و محبوبيت خاصى برخوردار بودند و در دوران سلاطين اموى و مروانى در سخت‌ترين شرايط بسر مىبردند به آزادى دست يافتند و به اظهار عقيدهء خويش پرداختند كه اين وضع تا بخشى از دوران خلافت منصور ادامه داشت ، در اين ميان بعضى از بنىالحسن مانند عبداللَّه بن حسن محض و فرزندش محمد معروف به « نفس زكيه » از دوران امويها در پى كسب قدرت و در فكر روى كار آوردن اهل‌بيت و تفويض خلافت به فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله بودند و فعاليت پنهانى آنان از چشم عباسيان دور نبود ولى در عين حال سفاح براى جلب خوشنودى شيعيان و جدا ساختن بنىالحسن از عبداللَّه و نفس زكيه هر نوع بذل و بخشش و احترام و همفكرى با آنان را انجام مىداد و از نمونه‌هاى اين احترام و هم فكرى ، اعتراف سفاح به حقانيت اميرمؤمنان عليه السلام در اولين خطبه‌اش مىباشد كه پس از روى كار آمدنش ايراد گرديد « 1 » و نمونهء ديگر از اين احترام ، تفويض فدك به بنىالحسن است كه باز بوسيلهء سفاح انجام گرفت . « 2 » طبيعى است در چنين شرايط و با برداشته شدن همه موانع ، شيعيانِ خاندان عصمت و بويژه سادات بنىالحسن در تعمير و توسعهء مدفن ائمهء بقيع و تبديل خانهء عقيل به

هامش
( 1 ) سفاح بهنگام ايراد اولين خطبه ، زبانش بند آمد ، داود بن على در پايه دوم منبر قرار گرفت و بجاى وىخطبه خواند كه از جملات خطبه‌اش اين است : ما وقف هذا الموقف بعد رسول‌اللَّه احدٌ أولى به من على بن ابىطالب و هذا القائم خلفى . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 350 .
( 2 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 216 معجم البلدان ، ج 4 ، ص 239