علاقهمندان به چگونگى آن در طول هشت قرن ، به نقل گفتار بعضى از مورخان و جهانگردان در اين مورد مىپردازيم : طبق دلائل مسلّم تاريخى ، گنبد و بارگاه حرم ائمهء بقيع كه از نظر استحكام و ارتفاع ، ظرافت و زيبايى بر همهء قبّههاى موجود در بقيع ، تفوق داشته و به مدت هشتصد سال سر بر آسمان مىسوده و توجه مورخان و جهانگردان را به خود جلب و در صفحات تاريخ عظمت آن منعكس گرديده است به دستور مجدالملك ابوالفضل اسعد بن محمد ابن موسى البراوستانى القمى وزير بركيارق از سلاطين سلجوقى « 1 » ساخته شده است . در اين زمينه مورخ معروف ابناثير متوفاى 630 ه . ق . در كتاب خود ( الكامل ) در حوادث سال 495 ه . مىگويد : در اين سال منظور بن عمارة حسينى امير مدينه از دنيا رفت و او معمارى را كه از اهالى قم بود و از سوى مجدالملك بلاسانى « 2 » براى ساختن قبه حسن بن على و عباس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله در مدينه به سر مىبرد به قتل رسانيد . سپس مىگويد : اين قتل پس از كشته شدن خود مجدالملك ( در ايران ) و پس از آن به وقوع پيوست كه معمار ياد شده به مكه فرار نموده و امير بر وى تأمين جانى داده بود . « 3 » مرحوم عبدالجليل قزوينى زنده در سال 556 در كتاب النقض مىگويد : و قبهء حسن ابن على عليه السلام كه عباس بن عبدالمطلب پدر خلفا هم آنجا مدفون است مجد الملك فرموده است . « 4 »
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: محمد صادق نجمى
ص٨٩
هامش
( 1 ) بركيارق بن ملكشاه سلجوقى ملقب به ركنالدين و مكنى به ابوالمظفر از پادشاهان مشهور سلسلهء سلاجقه و چهارمين پادشاه ( 498 - 486 ه . ق . ) از اين سلسله است . نگا : لغتنامهء دهخدا .
( 2 ) صحيح آن براوستانى است . ياقوت حموى مىگويد : براوستان از روستاهاى قم و از آنجاستمجدالملك وزير بركيارق كه در سال 472 به قتل رسيد .
( 3 ) الكامل چاپ دارالكتاب العربى ، بيروت ، ج 8 ، ص 214 .
مرحوم قاضى نوراللَّه شوشترى مطلبى نقل مىكند كه دليل بر متهم بودن مجدالملك به كشتن يك نفر از اهلسنت مىباشد ، آنگاه اين موضوع را مورد ترديد قرار مىدهد . به نظر مىرسد قتل معمار ياد شده هم با اين قتل ارتباط داشته و موضوع داراى اهميت بوده كه در تاريخ منعكس شده است .
( 4 ) النقض ، ص 58 ، قزوينى از بزرگان علما و متكلمين در قرن ششم مىباشد . از آثار اوست كتاب النقض معروف به « بعض مثالب النّواصب » كه براى اوّلين بار به همّت مرحوم محدّث ارموى در سال 1331 در بيش از هفتصد صفحه چاپ شده است .