حديثهاى ساختگى فراوان در تحكيم سلاطين عباسى به كار گرفته شد و طبيعى است به موازات استفاده از اين نوع حديثها كه دربارهء يكايك اين خلفا و دربارهء جناب عباس « 1 » سرسلسلهء اين خاندان بوجود آمد ، بهرهبردارى از تغيير و توسعهء مدفن او نيز بهعمل آمده است ؛ زيرا اگر بنىاميه علىرغم افكار عمومى و بر خلاف ميل باطنى مردم ، از اين سياست استفاده مىنمود ، چرا سفاح و منصور از همين سياست كه مطابق ميل مسلمانان و موافق با افكار آنان نيز بود استفاده نكنند و مدفن عباس وخانهء عقيل را كه آنروز مدفن سه تن از فرزندان رسول خدا و فاطمه عليها السلام بود به صورت « مسجد » و زيارتگاه عمومى درنياورند و از اين طريق ضمن معرفى خاندان خويش و پيوند آن با رسول خدا صلى الله عليه و آله كه بزرگترين عامل پيروزى آنان بر بنىاميه بود به اثبات نرسانند و با احترام ضمنى بر اهلبيت كه با شعار حمايت از آنان ، بنىاميه را از صحنه خارج كرده بود اين شعار را به صورت مجسم در معرض تماشاى همگان قرار ندهند ؟ و اگر بنىاميه تلاش مىنمود بدون توجه به افكار عمومى با ضميمه كردن محل دفن عثمان به گورستان مسلمانان و انتقال سنگ قبر ابن مظعون به قبر ابن عفان سياست خود را اعمال كند ، چرا بنىعباس با توسعه و تعمير محل دفن عباس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله كه به انگيزهء اعتبار و احترام ، در كنار بقيع و در مقبرهء خصوصى و خانوادگى دفن شده بود از به كارگيرى اين سياست محروم شود ؟ و اگر معاويه مىخواست بانبش قبر حضرت حمزه و ساير شهداى احد ، آثار جنايت تاريخى خود و خاندانش را از صفحهء تاريخ بزدايد و خاطرهء تلخ و نكبتبارِ شكافتن
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 85
مساهمون: محمد صادق نجمى
ص٨٥
هامش
( 1 ) . نمونههايى از اين حديثهاى ساختگى كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل گرديده است :
الف : يخرج عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن رجل يقال له السفاح فيكون اعطائه المال حشياً . مسند احمد ، ج 3 ، ص 80 .
تاريخ الخلفا ، ص 238 .
ب : منّا السفّاح ومنّا المنصور و منّا المهدى .
تاريخ الخلفا ، ص 242 .
تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 63 .
ج : اوصانى اللَّه بذى القربى و امرنى ان ابدء بالعباس . مستدرك صحيحين ، ج 3 ، ص 334 بدين ترتيب رسول خدا هم سه تن از خلفاى عباسى را مورد تأييد قرار داده و هم عباس را برتر از همهء افراد اهلبيت معرفى نموده است .