ابن حجر مىافزايد كه او در مقايسه امير مؤمنان عليه السلام و عثمان بن عفان چنين مىگفت : اما علىبن ابىطالب فردى بود جاهطلب و رياستدوست و چون هدف او در تمام جنگهايش نيل به رياست و به دست آوردن خلافت بود و نه پيشبرد اسلام و حمايت از قرآن ، لذا در همهء اين جنگ ها مخذول و با شكست مواجه گرديد و امّا عثمان داراى روحيه حبّ مال و ثروت اندوزى بود و به همين جهت هم كشته شد . « 1 » باز ابن حجر نقل مىكند : ابن تيميه در يك جلسه نسبت به امام غزالى جسارت و بر وى ناسزا گفت ، به طورى كه گروهى بر ضد او قيام كردند و نزديك بود او را از بين ببرند ولى او از اين جان سالم به در برد . همچنين وى از محىالدين عربى بد گويى مىكرد و او را سبّ و لعن مىنمود . « 2 »
ابن تيميه و عدم اختيار همسر
انتقاد اهانت آميز ابن تيميه از خلفا و تحقير او نسبت به علما و شخصيتهاى دينى و مخالفت او با عقايد قطعى و فتاواى پيشوايان و ائمهء اهل سنت ، نشانگر اين است كه وى از روحيهء معتدل برخوردار نبود و اينكه او در طول نزديك به هفتاد سال زندگى ، در حالى كه خود را شيخ الاسلام مذهب حنبلى مىدانست ، حاضر نشد همسر اختيار كند ، مهم ترين عامل آن را بايد در همان عدم تعادل روحى و تزلزل فكرىاش جستجو كرد .
ابن قيّم : بىشك بزرگ ترين شاگرد و حامى بى چون و چرا و مدافع جدّى ابن تيميه ، ابن قيّم جوزى ( متوفاى 751 ق . ) مىباشند زيرا او تبليغ و ترويج افكار و آراء استاد خويش را در حال حيات و پس از مرگ وى بر عهده گرفت و با مخالفان او در افتاد و در تأليفات و كتابهايش با نظم و نثر ، به ترويج عقايد او پرداخت و در همين راه مانند استادش رنج زندان و تازيانه را بر خود هموار ساخت .
و لذا وهابيان در نقل عقايد و آراء خويش ، مانند تأليفات ابن تيميه به كتاب هاى ابن
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - همان .